استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان‌های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف: یک مرور نظام‌مند

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری بازیابی اطلاعات و دانش، گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشیار، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

4 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

5 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.30481/lis.2024.456412.2163
چکیده

هدف: این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان‌های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف است.روش پژوهش: به دلیل تعداد اندک پژوهش‌­های چگونگی پیاده‌­سازی معماری سازمانی در چارچوب توگف به منظور کسب دانش ضمنی در سازمان‌های پروژه محور و همچنین عدم تصویری جامع از این پژوهش­‌ها و روش­‌های به کار گرفته شده، لازم بود در جهت تصمیم آگاهانه و جمع‌بندی در راستای اهداف مطالعه، نتایج آن‌ها به صورت جامع مورد بررسی قرار گیرند که مطابق با پروتکل کیچنهام و چارترز، 12 مقاله جهت مرور یافته‌ها انتخاب شد. یافته‌‏ها: شواهد نشان داد، جهت کسب دانش ضمنی، چارچوب‌­های «معماری سازمانی توگف» به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش سازمانی بوده و آن را مدلی ضروری برای انتقال دانش آشکار و ضمنی دانسته­‌اند. آنان در رابطه با مفیدترین اجزای توگف نشان دادند که چرخه «روش توسعه معماری» مفیدترین روش است و می­تواند فعالیت­‌های مدیریت دانش را در بر ­گیرد؛ هر چند حفظ و استفاده از دانش به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته است و هیچکدام تمام گام­‌های این چرخه را به صورت بالفعل پیاده­‌سازی نکرده‌­اند.نتیجه‏‌گیری: بنابر مرور، چارچوب معماری سازمانی توگف در سطح جهانی برجسته‌­تر است و برای پیاده‌­­سازی مدیریت اّشکال دانش و درس آموخته‌­های پروژه‌­ها در نظر گرفته شده، اما با توجه شکاف‌­های پژوهشی موجود، توأم‌سازی دانش ضمنی و آشکار در فرایندهای سازمانی و چگونگی ذخیره به منظور بازیابی آن به­ طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته و به صورت بالقوه بوده و پیاده‌­سازی نشده است. از طرف دیگر، در پژوهش‌­ها سایر ذینفعان دانشی در نظر گرفته نشده و اساس دانش ضمنی پروژه‌­ها دچار نقصان شده است.