تحلیل و شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی حضرت نرجس، دانشگاه ولی عصر (عج)رفسنجان، رفسنجان. ایران.
doi
10.48310/reek.2026.20902.1754چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی انجام شد. امروزه فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، با سرعت وارد نظامهای آموزشی شدهاند و توانایی معلمان در بهرهگیری مؤثر از این فناوریها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی انجام شد. در این روش، مضامین از دل دادههای گردآوریشده استخراج و بهصورت تدریجی از سطح کدهای اولیه به مضامین فرعی و سپس مضامین اصلی ارتقا یافتند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان حوزه هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی جمعآوری شدند و فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله تحلیل، از الگوی ششمرحلهای برون و کلارک(2006) برای تحلیل مضمون بهره گرفته شد. برای اطمینان از اعتبار یافتهها، از راهبردهای چندگانهای همچون بازبینی مشارکتکنندگان، مثلثسازی دادهها و منابع، و مرور همتایان استفاده شد. یافته های پژوهش پنج حوزه اصلی را نشان داد: دانش پایه هوش مصنوعی، مهارتهای فنی و کاربردی، رویکردهای نوین آموزشی، اخلاق و قوانین، و پیامدهای اجتماعی-فرهنگی. این حوزهها در دو قلمرو کلان سازماندهی شدند: کنش فکورانه و تحولآفرین در حرفه و پایبندی عامدانه به اصول حرفهای. نتایج اذعان دارد که تعامل و رابطه دوسویه میان این دو قلمرو برای اثرگذاری واقعی و کاربردی سواد هوش مصنوعی معلمان ضروری است. توسعه موفق سواد هوش مصنوعی تنها زمانی ممکن است که مهارت و شایستگی حرفهای معلمان در این حوزه همزمان، منعطف و تحولآفرین باشد. این دو قلمرو مسیر نوآوری و تحولآفرینی همراه با تفکر حرفهای و همچنین اخلاقمندی و التزام آگاهانه به اصول حرفهای را برای استفاده مسئولانه و مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی روشن میکنند