اثربخشی برنامه فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت‌های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی

نویسندگان

1 دکترای روان‌شناسی، استادیار در گروه روان‌شناسی، موسسه آموزش عالی ادیب مازندران، ساری

2 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، موسسه آموزش عالی ادیب مازندران (ساری)

3 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

4 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

5 گروه روانشناسی ، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.

doi
10.48310/reek.2026.19036.1566
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ی فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت‌های اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی کودکان دانش آموز بود. روش پژوهش حاضر، تجربی از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و شامل گروه‌های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش‌آموز پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری (۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه کنترل) بود که ابتدا به‌صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به‌طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (ESRQ)، پرسشنامه مهارت‌های اجتماعی ماتسون و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و همکاران (۱۹۹۹) استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار۲۳ SPSS- و تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آموزش فلسفه به‌طور معناداری خودتنظیمی هیجانی، مهارت‌های اجتماعی مثبت، رفتارهای اجتماعی منفی، پرخاشگری، رفتارهای تکانشی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان را بهبود بخشیده است (۰.۰۰۱ p <)، اما تأثیر معناداری بر برتری‌طلبی نداشته است (۰.۶۰۷ p =). بر اساس نتایج این پژوهش، می‌توان اظهار داشت که برنامه آموزش فلسفه نقش مؤثری در بهبود مهارت‌های هیجانی و اجتماعی دانش‌آموزان ایفا می‌کند و در نهایت، به موفقیت تحصیلی آن‌ها کمک می‌نماید.