تحلیل تفسیرگونه قاعده «تعلیق الحُکم علی الوصف مُشعر بالعلّیّه» از منظر آیت الله جوادی آملی (مفهوم شناسی، گونه شناسی و کارکردها)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه تهران ـ پردیس فارابی

2 دانشیار دانشگاه تهران ـ پردیس فارابی قم

doi
10.30512/kq.2021.12499.2488
چکیده

DOR: https://dorl.net/dor/20.1001.1.22516026.1399.10.23.2.7 یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد علم اصول که در تفسیر و علوم قرآنی کاربست به‌سزایی دارد، مباحث الفاظ است. به­رغم اهمیت بسیار زیاد این مباحث، موضوعات زیرمجموعه این عنوان کمتر مورد توجه مفسران بوده است. قاعده زبانی «تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیة» از جمله این موضوعات است که اصولیان ذیل مبحث مفهوم وصف، از آن یاد کرده­ و مورد اتفاق موافقان و مخالفان مفهوم وصف است. بر طبق این قاعده، وصفِ به‌کار گرفته شده در جمله، به علّیّت حکم جمله اِشعار دارد. راهیابی این قاعده به تفسیر قرآن و استمداد از آن در جهت تبیین گویاتر کلام الهی، گرچه در آثار مفسران سلف از فریقین، به‌ندرت به‌چشم می­خورد، اما کاربست گسترده آن، توسط علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان» مورد توجه واقع شده و آیت‌الله جوادی آملی، به آن توسعه بخشیده و آن را تثبیت نموده است. این مفسر با اشراف علمی خود بر مباحث عقلی به­ویژه علم اصول، توانسته­ است تا علم تفسیر را نسبت به گذشته منسجم­تر و ضابطه­مندتر نماید که این امر در به‌کارگیری این قاعده، کاملاً مشهود است. این پژوهه با استفاده از روش تطبیقی­ـ­تحلیلی و با تأکید بر آرای تفسیری ایشان نگاشته شده و رسالت تبیین گونه­­های متعدّد و برشماری کارکردهای تفسیری این قاعده را برعهده دارد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با ایجاد الفت میان دو علم اصول فقه و تفسیر و استفاده از ظرفیت­های مغفول این قاعده زبانی در حوزه تفسیر قرآن، می­توان تفسیر گویاتری ارائه نمود و به حل پاره­ای از چالش­های این حوزه کمک شایانی کرد.