بازخوانی آراء مفسرین معاصر از فلسفه دین هگل
نویسندگان
1 استادیار، دپارتمان فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/ek.2024.2008465.1522چکیده
کانت با اثبات عدم توانایی شناخت عقلانی از امر نامشروط و مفهوم خدا سبب اولین مضمونسازیها از فلسفه دین شد. درمقابلْ هگل صراحتاً اعلام داشت موضوع فلسفه همان موضوع دین یعنی خدا است. این امر پرسشی اساسی را پدیدار میکند، اگر موضوع فلسفه همان دین است، آیا هگل به شیوه پیشاکانتی به تفوق دین بر فلسفه باور دارد و فلسفه را در چارچوب درک مسیحی میفهمد؟ یا بالعکس؟ هر یک از مفسرین پاسخی متفاوت به این پرسش دادهاند و مسئله این مقاله نیز در همین هنگام شکل میگیرد. تأمل در این موضوع سبب میشود تا در هنگام خوانش دیدگاه دینی هگل بهواسطه این تفسیرها دچار خلط روششناسی نشویم. بنابراین، میکوشیم در ضمن واکاویِ علل اختلاف آراء مفسرین، تفسیرها را دستهبندی کنیم. سپس به تحلیل آنها پرداخته، نقاط شباهت و افتراقشان را نشان میدهیم و روششناسی هر یک را تبیین میکنیم. درنهایت، میکوشیم تا ضرورت حفظ تکثر پارادایمهای تفسیری را بهواسطه امکانها و عقلانیتهای مختلف آنها نشان دهیم و از این طریق تبیین کنیم که اساساً نباید بهدنبال جمع تفسیری بود. زیرا علاوه بر اینکه هر تفسیری سبب مواجههای نو و پاسخی جدید به مسئلهها میشود، اساساً هرگونه داوری برای ترجیح یک تفسیر بر دیگر تفسیرها تابعی از معیارها و پیشفرضهایی است که هیچ ترجیحی بر یکدیگر ندارند.