تحلیل ساختار محتوایی سنورنامه‌ها (شکل‌گیری، تکامل و کارکردها)

نویسندگان

1 استادیار هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، دبیر اجرایی فصلنامه گنجینه آرشیو ملی ایران.

2 دکتری تاریخ انقلاب، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، کارشناس بررسی اسناد و مدارک سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

doi
10.30481/lis.2023.386409.2052
چکیده

هدف: حکومت صفوی پس از جنگ چالدران، صلح (آماسیه، 962.ق) با عثمانی­‌ها را پذیرفت که در مفاد آن جزئیات حدود و ثغور مورد پذیرش طرفین نرسیده بود و همین پایه منازعات آتی گردید. در توافقی که میان شاه­‌عباس صفوی و سلطان مراد سوم صورت پذیرفت، زمینه شکل‌­گیری اسنادی به نام سنورنامه که نوعی توافق و بر تعیین سرحدات بود شکل گرفت. هدف این پژوهش ساختارشناسی و تحلیل محتوایی این نوع اسناد است. روش و رویکرد پژوهش: این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه سنورنامه‌­های در دسترس و متن برخی که در نسخ خطی و منابع کتابخانه‌­ای مکتوب است به ساختارشناسی این دست از اسناد می­‌پردازد.  یافته‌­ها: سنورنامه‌­ها بیان می­کنند چه آگاهی تاریخی نسبت به تعارضات منطقه‌­ای بین خاندان‌­های حکومت­گر و اقوام ساکن در سرحدات غربی وجود داشته و همچنین جزئیات بیشتر و ملموس­تری از حدود قلمرو دو کشور ایران و عثمانی را ارائه می­‌کنند. این معاهدات مرزی به فراخور شرایط، مفاد و کارکرد آن‌ها گسترش زیادی یافت. نتیجه‌­گیری: سنورنامه‌­ها، اسناد دیپلماسی مسالمت‌­آمیز سیاسی و نظامی در راستای جلوگیری از یک درگیری یا در خاتمه یک نزاع قومی تهیه شده‌­اند و در آن‌ها بر روی حدودی معین مصالحه صورت می‌­گرفت. بر پایه یافته­‌های این مطالعه، سنورنامه‌­ها به تدریج از یک توافق­نامه امنیتی سرحدی، به مصالحه­‌ای سرگشاده و تنظیم­گر روابط مذهبی دو کشور و اقوام سرحدی و همچنین ناظر ارتباطات عشایر گردید.