تجارب زیستۀ معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانشآموزان ابتدایی: یک مطالعۀ پدیدارشناختی
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.48310/reek.2025.18210.1450چکیده
زمینه و هدف:تحقیق حاضر، با هدف بررسی تجربۀ زیستۀ معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانشآموزان ابتدایی، به تحلیل پدیدارشناختیِ انگارۀ آنان پرداخته است.روش:در این پژوهش برای رسیدن به اهداف، با استفاده از رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، به تحلیل عمیق تجربۀ زیستۀ معلّمان ابتدایی در سال تحصیلی1404_1403پرداخته است. جامعۀ آماری این پژوهش،معلّمان مقطع ابتدایی بودهاند. مصاحبهشوندگان این پژوهش، از طریق روش نمونهگیری گلولة برفی از میان معلّمان مقطعِ ابتداییِ شهرِ تهران، انتخاب شدهاند. در جمعآوری دادهها، از روش مصاحبۀ نیمه ساختاریافته، استفاده شدهاست. اخذ مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. تحلیل دادهها با روش پنج مرحلهای جیورجی، انجام شدهاست.یافتهها:با تحلیل تجارب زیستۀ معلّمان و دستهبندی و کدگذاری دادهها، پنج مضمون اصلی، ویژگیهای تکلیف، چگونگی ارتباط والدین با دانشآموزان، تفاوت دانشآموزان و ادراک آنان پیرامون تکالیف و چالشهای معلّمان در طرّاحی تکالیف شناسایی شده و همچنین برای هر یک از این پنج مضمون اصلی، مضامین فرعی نیز احصاء شده است. معلّمان، ویژگیهای تکلیف مفید را حجم مناسب تکلیف و متنوّع بودن آن و چالشهای مربوط پیرامون تکالیف، تعداد زیاد دانشآموزان و زمان کوتاه معرّفی کردهاند.معلّمان بیان داشتند که نوع برخورد دانشآموزان، بسته به محیط خانوادگی و تجارب یادگیری گذشتۀ آنان متفاوت است. از دیدگاه معلّمان، دانشآموزان در فرآیند انجام تکالیف، مسئولیّتپذیر شده، مستقل بار آمده و عادت مطالعه در آنان نهادینه میشود.نتیجهگیری:یافتههای این تحقیق بیانگر این است که تکالیف، زمانی که بهدرستی طرّاحی و مدیریّت شوند، میتوانند ابزار مفیدی برای یادگیری باشند؛ با این حال، نگرانیهای واقعبینانهای در مورد حجم و کیفیّت تکالیف وجود دارد. پیشنهاد میشود تا در جهت کیفیّتبخشی به تکالیف دانشآموزان، سیاستهای جدیدی اخذ نموده و در بحث آموزش معلّمان در امر طرّاحی تکالیف تصمیمات جدیدی گرفته شود..