رویکردی پدیدارشناختی به شناسایی مؤلفههای خلق معنی و کاربست آن در هستیشناسی بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس
نویسندگان
1 دکتری علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
2 دانشیار علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 دانشیار علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.30481/lis.2021.269083.1795چکیده
هدف: این پژوهش قصد دارد تا بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس، مؤلفههای مؤثر در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال را از دیدگاه صاحبنظران استخراج و جهت کاربرد در هستیشناسیها معرفی نماید.روش پژوهش: رویکرد پژوهش بر اساس هدف و پرسش مطرح شده، کیفی و روش انجام پژوهش پدیدارشناسی بوده است. جامعه پژوهش 18 نفر از صاحبنظران حوزه عاشورا و ابزار گردآوری داده، مصاحبه، مشاهده و تحلیل متن مصاحبهها و خاطرات چاپ شده ایشان بوده است.یافتهها: از تحلیل متن مصاحبهها و خاطرات چاپ شده صاحبنظران حوزه عاشورا 8 مقوله اصلی و 47 مقوله فرعی شناسایی و استخراج گردید. نتیجه تجزیه و تحلیل نشان داد که در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال یا معنی، مراحل مختلفی وجود داشته و هر مرحله دارای مؤلفههای متعددی است.نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که از زمان دریافت و شناخت پدیده توسط فرد، تشکیل مفهومی از آن در ذهن وی تا انتقال مفهوم ذهنی به دیگران و خلق معنی، مراحل و مؤلفههای مختلفی تأثیرگذار بودهاند. شناخت یک پدیده، ساخت الگوهای ذهنی از آن، هدف و انگیزه فرد برای انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران، انتخاب زبان مناسب برای انتقال مفاهیم ذهنی و همچنین شناخت شرایط اجتماعی، فرهنگی و نیازهای زمانی مخاطب از مراحل مهم تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال بودهاند. یکی از مهمترین مراحل و مؤلفههای خلق معنی ویژگیهای فرد بوده است. بنابراین، تمرکز بر چگونگی بازنمون مدارک در هستیشناسیها و نظامهای اطلاعاتی و حتی نحوه تعامل فرد با نظام نمیتواند به تنهایی منجر خلق معنی شود بلکه باید به ویژگیهای فردی که ارتباط مستقیمی با الگوهای ذهنی وی دارد، توجه داشت.