مطالعه و بررسی سفالهای دورۀ ایلخانی بهدستآمده از کاوشهای باستانشناسی معبد لائودیسه نهاوند
نویسندگان
1 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستانوبلوچستان، سیستانوبلوچستان ایران
2 دانشجوی دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22084/nb.2021.21814.2151چکیده
یکی از محوطههای مهم دورۀ سلوکی در ایران، محوطۀ تاریخی لائودیسه در شهرستان نهاوند است. این محوطه در طی سالهای 84، 90 و 1391 مورد بررسی سیستماتیک و کاوشهای باستانشناختی قرار گرفت؛ که بخشی از دادههای فرهنگی کاوش مشخص کرد که محوطه در دورههای بعد بهخصوص دورۀ ایلخانی مجدداً مورداستفاده واقعشده است. پرسشهای اصلی مطرح در این پژوهش عبارتنداز: سفالهای ایلخانی معبد لائودیسه دارای چه شاخصههای است و غالب فرمها و لعابهای این دوره کدام است؟ کیفیت هنر سفالگری دورۀ ایلخانی لائودیسه در مقایسه با سایر مراکز تولید سفال این دوره چگونه بوده است؟ سبک سفال دورۀ ایلخانی معبد لائودیسۀ نهاوند با مناطق همجوار چگونه ارزیابی میشود؟ نگارندگان در این پژوهش به بررسی و مطالعۀ گونههای مختلف سفالی بهدست آمده از سه فصل کاوشهای باستانشناسی در این محوطه میپردازند و تجزیه و تحلیل آنها را بهلحاظ تکنیک، فرم و تزئینات انجام میدهند. روش پژوهش در این پژوهش براساس نتایج حاصل از فعالیت میدانی (کاوشهای باستانشناختی) و مطالعات کتابخانهای بهصورت استفاده از گزارشهای باستانشناسی و منابع کتابخانهای مرتبط با این موضوع است. نتایج پژوهش نشان میدهد گونههای شاخص سفالی این محوطه عبارتنداز: سفال لعابدار تکرنگ ساده، بهویژه سفال با لعاب آبی، سفال لعابدار با نقش کنده و لعاب پاشیده (اسگرافیاتو)، سفالهای معروف به چندرنگ منقوش زیرلعاب، سفالهای سبک سلطانآباد، فیروزۀ قلممشکی و سفال با تزئین نقاشی روی لعاب (زرینفام) است. با توجه به شواهد و پژوهشهای تطبیقی صورت گرفته با نواحی دیگر مانند: تختسلیمان، سلطانیه (دروازۀ شمالی، اراضی جمعه مسجد)، ساوه (زرندیه)، ری، نیشابور، ارزانفود و سامن (ملایر) این برداشت حاصل میشود که لائودیسه بیشترین شباهت را با سلطانیه، ارزانفود، سامن و نیشابور ازنظر کیفیت، تزئین و لعاب داشته، پس بنابراین بیشترین روابط فرهنگی را با مناطق مذکور داشته است.