شناخت خدای یگانه در ادیان ابتدایی
نویسندگان
1 دانشیار، دپارتمان فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/ek.2024.1973379.1478چکیده
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم محققانی در غرب، که تحت تأثیر جهانبینی عصر روشنگری بودند و اعتقاد داشتند که علت هر حادثهای را میتوان در همین طبیعت یافت، سراغ ادیان ابتدایی موجود رفتند تا با مطالعه آنها منشأ زمینی دین را پیدا کنند. آنان اموری مانند آنیمیزم، فتیشپرستی، اعتقاد به مانا، توتمپرستی و... را اصول مشترک ادیان ابتدایی موجود یافتند و هر یک از آنان، یکی از این امور را سرآغاز دین اعلام کردند؛ اما به خاطر جهانبینی خاص خود عمداً یا سهواً این را نادیده گرفتند که اعتقاد به خدای یگانه بیش از هر چیز دیگر در میان اقوام ابتدایی شیوع دارد و بنابراین منشأ دین و سرآغاز آن میتواند یگانهپرستی باشد. این نظریهای بود که در همان زمان، توسط کشیش مسیحی ویلهلم اشمیت ارائه شد، اما مورد بیتوجهی قرار گرفت. در گزارشاتی که مردمشناسان غربی از این ادیان دادهاند میتوان شواهد زیادی به سود نظریه اشمیت برداشت کرد.