اثربخشی الگوی تدریس 5E بر اشتیاق و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی گیاهپزشکی، دانشگاه باختر، ایلام، ایران.
2 استادیارگروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه باختر، ایلام، ایران.
doi
10.48310/reek.2024.15730.1273چکیده
پیشینه و اهداف: بررسی اثربخشی الگوی تدریس 5Eبر اشتیاق و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانشآموزان پایة ششم شهر سرابله بود. پژوهش حاضر از نظر شیوة اجرا، نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. روشها: جامعةآماری پژوهش، تمامی دانشآموزان پایة ششم شهر سرابله که تعداد آنها برابر با 250 نفر است. حجم نمونه در این پژوهش برابر با ۴۰ نفر(۲۰نفر گروه کنترل و ۲۰ نفر گروه آزمایش) است که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران در سال (2002)، پرسشنامۀ پیشرفت تحصیلی فام و تیلور(1999) و آزمون معلم ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات، از روشهای آماری استنباطی از قبیل آزمون لوین و تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که الگوی تدریس 5E باعث افزایش اشتیاق تحصیلی و پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانشآموزان پایة ششم شده است؛ عملکرد تحصیلی دانشآموزانی که به روش5E آموزش دیدند، نسبت به گروه کنترل در پسآزمون کاملاً متفاوت بود، بهطوریکه این الگو باعث افزایش 69 درصدی خودکارآمدی، افزایش 19درصدی برنامهریزی و افزایش 30درصدی انگیزش شده است. نتیجهگیری: الگوی5E میتواند در یادگیری پایدار دانشآموزان ابتدایی در درس علوم تجربی مؤثر باشد و بهعنوان شیوهای اثربخش، برای افزایش قدرت درک مطلب در دو سطح کاربرد و ترکیب دانش در ابتدایی به معلمان توصیه میشود. در نهایت این الگو، اثربخشی لازم را جهت افزایش شور، نشاط و اشتیاق دانشآموزان دارد؛ بنابراین الگوی مناسب و مطلوبی برای تدریس درس علوم تجربی است.