منطق و معرفتبخشی در نظامهای حاجحسینی
نویسندگان
1 استاد، گروه منطق، مؤسسه پژوهشی فلسفه و حکمت ایران، تهران، ایران.
doi
10.22096/ek.2023.2000525.1509چکیده
در بسیاری از آثار منطقدانان قدیم و جدید، دیده میشود که میان منطق و معرفتشناسی تمایز صریح و واضحی نمینهند و همین سبب میشود که احکام یکی به دیگری سرایت میکند. در این مقاله، از میان منطقدانان معاصر در کشورمان، به دیدگاههای غلامرضا زکیانی و به ویژه مرتضی حاجحسینی خواهم پرداخت. غلامرضا زکیانی مدعی است که گزارههای متناقض هیچ نتیجهای نمیدهند. نشان میدهم که این ادعا در واقع خلط منطق و معرفتشناسی است. همچنین، مرتضی حاجحسینی در دو ویراست کتاب خویش «طرحی نو از اصول و مبانی منطق»، دست به کار تدوین نظامهای منطقی غیر استانداردی شده و به گمان من، احکام معرفتشناختی را بر منطق تحمیل کرده است. برخی از مبانی نظری آشکار و پنهان نظامهای منطقی او اینها است: 1. تناقض فقط مستلزم تناقض است؛ 2. قضیة منطقی فقط از قضیة منطقی به دست میآید؛ 3. به تناقض نمیتوان معرفت داشت؛ 4. معرفت به قضایا مستقل از معرفت به گزارههای دیگر است؛ 5. قضیة منطقی اشرف قضایا است و چون نتیجه تابع اخس مقدمات است قضیة منطقی نمیتواند از دیگر گزارهها نتیجه شود؛ 4. تناقض اخس گزارهها است و چون نتیجه تابع اخس مقدمات است مقدمات متناقض فقط نتیجة متناقض میتوانند بدهند. در این مقاله، نشان میدهم که این مبانی نظری همگی ریشههای معرفتشناختی دارند و هیچکدام به منطق مربوط نمیشوند.