جایگاه حکمت عملی در طبقهبندی دانشها از دیدگاه فارابی
نویسندگان
1 استادیار، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره). قم. ایران.
doi
10.22096/ek.2024.2003162.1510چکیده
یکی از مسائل مهم و کلیدی در بحث از حکمت عملی، شناسایی جایگاه آن در طبقهبندی دانشها است چرا که تصویری کلان و روشن از موقعیت این علم در اختیار مینهد. نوشتار حاضر به جهت نقش ویژهای که فارابی در نشان دادن هویت، روش و کارکرد حکمت عملی از راه بررسی دانشی آن دارد، به بیان نظام طبقهبندی علوم و جایگاه حکمت عملی در این نظام و نسبت این حکمت با شاخههای آن از نگاه فارابی پرداخته و در این باره با بررسی نگاشتههای وی تلاش دارد به ترتیب وجود این سه دیدگاه در آثار فارابی اثبات گردند: 1. حکمت عملی یک دانش قیاسی است و با علوم غیر قیاسی و صرفا عملی (حِرَف و فنون و انواع هنر) متفاوت است. 2. حکمت عملی یک دانش قیاسی برهانی است و با علوم قیاسی غیر فلسفی که از روش برهان بهره نمیگیرند یعنی جدل، سفسطه، خطابه و شعر متفاوت است. 3. حکمت عملی دارای دو جزء اخلاق (صناعت خُلقیه) و سیاست (فلسفه سیاسیه) است و مراد از اخلاق نیز دانش بررسی کننده صرف اخلاق فردی نیست بلکه دانشی است که اخلاق انسان به ما هو انسان در همه حیطههای زیست ارادی بشر را بررسی میکند و مراد از سیاست هم تدبیر اجتماع مدنی مشتمل بر اجتماعهای خُرد و منزلی است.