تحولات مفهومی اصطلاح «قرآن» نزد اصولیان سده هفتم و هشتم با تکیه بر مؤلفه «اعجاز»

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه علوم قران وحدیث دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

doi
چکیده

اصطلاح «قرآن» در علم اصول، مفهوم همواره ثابتی نداشته بلکه در طول تاریخ ­­این علم، تعاریفی متفاوت و مؤلفه‌هایی مختلف به خود دیده است. باآنکه در سده‌های پنجم و ششم هجری، مؤلفه‌های ­­«منقول متواتر» و «مکتوب در مصاحف» برای معرفی قرآن بر هر مؤلفه دیگری ازجمله «اعجاز»، ترجیح داده می‌شد اما در سده هفتم، مفهومی جدید از قرآن در علم اصول، ارائه و مؤلفه اعجاز، جایگزین مؤلفه‌های پیشین در تعاریف شده است. تبیین چرایی جایگزینی مؤلفه اعجاز در تعاریف اصولی سده‌های هفتم و هشتم به‌جای مؤلفه‌های «منقول متواتر» و «مکتوب در مصاحف» با استفاده از روش تاریخ انگاره، مهم‌ترین مسأله پژوهش پیش رو بوده است. تحقیق دراین‌باره نشان‌گر آن است که گفتمان علمی سده‌های هفتم و هشتم پیرامون مبحث اعجاز، نیز وجود انتقادات متعدد پیرامون مؤلفه‌های منقول و مکتوب در این دوران، مهم‌ترین دلایل انتخاب‌ مؤلفه‌ اعجاز برای تعریف قرآن در این دو سده‌ بوده‌ است.