شناختِ عینی محصولِ داروینیسمِ فعال در معرفت‌شناسی تکاملی پوپر

نویسندگان

1 دانشیار، گروه فلسفه علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه علم، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه فلسفه علم، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2023.554478.1449
چکیده

نظریة تکامل خوانش‌های متعددی از زمان طرح توسط چارلز داروین به خود دیده است. دیدگاه رایج در قرن بیستم مبتنی بر شانس کور و انتخاب طبیعی بود در حالی ‌که برخی دیدگاه‌ها موجودات زنده را ارگانیسم‌های فعال و هدایت‌گر در نظر می‌گیرند. در این مقاله به تشریح دیدگاه پوپر در برجسته‌سازی کنشگری هر واحد زیستی، از باکتری تا موجود پیچیده‌ای چون انسان، پرداخته‌ایم و نشان می‌دهیم پوپر چه نقدی به دیدگاه‌های قدیم داشت و آینده‌نگرانه، با چه خوانشی از رویکردهای جدید سخن گفته است. از نظر پوپر، کنشگری فرایندی مداوم که شامل طرح مسئله، یافتن راه‌حل‌های ابداعی برای مسئله پیش‌‌آمده و حذف برخی از آنها است که منجر به پدید آمدن موقعیت‌های جدید خواهد شد و درنتیجة آن، گونه‌زایی و تنوعِ زیستی به وجود خواهد آمد. داروینیسمِ فعالِ پوپر در تقابل آشکار با آرای رایج زیست‌شناسان در انفعالِ موجودات نسبت به انتخاب طبیعی و در توافق با رویکردهای متأخرتر در زیست‌شناسی است. هرچند سابقة چنین نگاهی در آرای خود داروین در دو بحث انتخاب مصنوعی و انتخاب جنسی نیز قابل ردیابی است، اما پوپر آن را برجسته می‌سازد. در این مقاله کوشش می‌شود خوانشی عمیق‌تر از معرفت‌شناسی پوپر عرضه شود که هم‌نوا با نوع خوانش او از داروینیسم باشد.

کلیدواژه‌ها