بررسی تاثیر شیوهی فرزندپروری مستبدانه بر اضطراب جدایی با نقش میانجی سبک دلبستگی ناایمن در دانشآموزان مقطع ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجو کارشناسی ارشد، برنامه ریزی درسی، دانشگاه پیام نور، دامغان، ایران
2 مدرس مدعو دانشگاه پیام نور، دامغان، ایران
3 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، سمنان،ایران
doi
10.48310/reek.2024.15754.1274چکیده
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر شیوه فرزندپروری مستبدانه بر اضطراب جدایی با نقش میانجی سبک دلبستگی ناایمن در دانشآموزان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی است که به شکل میدانی انجام شده است. روشها: جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع ابتدایی شهر شاهرود تشکیل دادهاند که تعداد کل جامعه حدود 17 هزار نفر میباشد. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 302 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش از سه پرسشنامه شیوههای فرزندپروری دیانا و بامریند (1973)، پرسشنامه اختلال اضطراب جدایی (SASC) و پرسشنامه سبکهای دلبستگی هازن و شیور (1999) بهره گرفته شد. برای بررسی روایی صوری و محتوایی پرسشنامهها از نظرات 7 تن از متخصصان علوم تربیتی و جهت بررسی پایایی پرسشنامهها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت آزمون فرضیات پژوهش از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که شیوه فرزندپروری مستبدانه بر اضطراب جدایی و سبک دلبستگی ناایمن دانشآموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد، دلبستگی ناایمن بر اضطراب جدایی دانشآموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین نقش میانجی سبک دلبستگی ناایمن در ارتباط بین شیوه فرزندپروری مستبدانه و اضطراب جدایی نیز تأیید گردید. نتیجهگیری: کودکانی که در معرض اختلال اضطراب جدایی و سبک دلبستگی ناایمن هستند نیاز به حمایتهای روانشناختی بیشتری داشته و لازم است جهت برخورد مناسب با این کودکان مهارتهای لازم به والدین آنها آموزش داده شود.