بررسی جایگاه احساسات در ساختار ارزشهای اخلاقی در فلسفه برنتانو و شلر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران.

doi
10.22096/ek.2023.1982783.1485
چکیده

پدیدارشناسی اخلاق نزد پایه‌گذاران این مکتب فلسفی روشی بود که به وسیله آن ساختار ارزش‌های اخلاقی در فلسفه کانت را نقد کنند. همچنین تعریف جدیدی از ارزش‌های اخلاقی ارائه دهند که بر مبنای حقیقت وجودی انسان بنا شده باشد. فرانسیس برنتانو و ماکس شلر در قامت بنیان‌گذاران پدیدارشناسی اخلاق تلاش کردند با تکیه بر روش پدیدارشناسی در مقابل مفاهیم شکل‌گرفته در عقل عملی محض، ساختارهای ارزش‌های اخلاقی را بازتعریف کنند. این دو متفکر در پدیدارشناسی اخلاق خود می‌خواهند احساسات و عواطف را به عنوان اصل بنیادین کنش انسان به ساختار ارزش‌های اخلاقی بازگردانند و آن را محور فلسفه خود قرار دهند؛ اما نگاه برنتانو و شلر به ماهیت ارزش‌های اخلاقی دارای تفاوت‌های بنیادین است. در واقع هر دو متفکر از روش پدیدارشناسی در فهم ماهیت ارزش‌های اخلاقی استفاده می‌کنند، اما برنتانو تمایل به یک فهم روان‌شناختی از ذات انسان به کمک مبانی معرفت‌شناسی دارد و در نقطه مقابل شلر در جست‌وجو این امر است که با نگاه هستی‌شناختی به ارزش‌های اخلاقی، نسبت آن را با امر الوهی آشکار کند.