نسبت دیالکتیک وجودی و ادراک زیبایی در فلسفه افلاطون

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران.

2 دانشیار، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2023.550286.1431
چکیده

زیبایی در فلسفة افلاطون به مثابة یک مفهوم بنیادین از جهت خاستگاه، ماهیت، ظهور و نحوة ادراک آن مورد توجه واقع شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با ابتنا بر مهم‌ترین رسالات افلاطون در باب زیبایی، همچون فایدروس و مهمانی؛ و نیز با بررسی شیوة دیالکتیک وجودی-عقلانی مطرح‌شده در رسالة جمهوری، در صدد است امکان تلقی مساوقت ایدة وجود و زیبایی، و سنخیت دیالکتیک وجودی-عقلانی و ادراک زیبایی را در فلسفة افلاطون بررسی کند. از جملة یافته‌های پژوهش این است که در فلسفة افلاطون ادراک زیبایی محسوس نقطة آغاز دیالکتیک وجودی- عقلانی نفس؛ سبب استحالة وجودی- معرفتی و زمینة عروج و فرا رفتن نفس از مرتبة وجودی معین به مرتبة وجودی بالاتر است که در نهایت به دیدار و تحقق معرفت مثال خیر منجر می‌شود. در فلسفة افلاطون ادراک زیبایی در مراتب فرارونده از محسوس به معقول، به مثابة یک کنش وجودی با ارتقای وجودی- معرفتی نفس مساوق است.