بازآفرینی طرح فرضی شهر تاریخی سلطانیه براساس مینیاتور مطراقچی و متون تاریخی
نویسندگان
1 کارشناسیارشد مهندسی معماری اسلامی، گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد گروه معماری، دانشکدۀ معماری پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22084/nbsh.2020.17653.1845چکیده
شناخت شهرهای تاریخی ایران در ادوار مختلف، بازگوکنندۀ پیشینۀ تمدن ایرانی-اسلامی بوده که دستیابی به چنین اطلاعاتی نیازمند بررسی ساختار معماری و شهرسازی آنها است. شهر تاریخی سلطانیه بهعنوان سومین پایتخت ایلخانان مغول یکی از مهمترین کانونهای سیاسی و اقتصادی زمان خود بوده که امروزه تنها محدودۀ آثار و ابنیۀ شهر قدیم قابلتشخیص است. پژوهش حاضر با هدف ایجاد زمینههای مناسب برای بازآفرینی و حفاظت از آثار برجایماندۀ شهر تاریخی سلطانیه، به شناسایی ساختار فضایی این شهر میپردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است؛ ساختار فضایی شهر سلطانیه براساس آموزههای معماری و شهرسازی مورد اشاره در مستندات تاریخی، در دورۀ ایلخانی چگونه است؟ براساس ضرورت مطرحشده، نوشتار حاضر، با بررسی مستندات تاریخی و بهطور خاص مینیاتور مطراقچی در تلاش است با مطالعۀ تحلیلی و تطبیقی، طرح فرضی ساختار فضایی شهر سلطانیه را ارائه نماید. نتایج مطالعات نشان میدهد شهر سلطانیه شامل سه بخش کهندژ، ارگ میانی یا شارستان و ربض بوده است. بخش میانی شهر براساس یک ساختار کارکردیِ مذهبی، خدماتی، حکومتی و ساختار کالبدی معطوف به موقعیت قرارگیری بنای گنبد سلطانیه بهعنوان نقطۀ عطف ساماندهنده در اتصال با مجموعۀ ابوابالبر و محوریت معابری اتصالدهندۀ دروازهها، براساس طرحی از پیش اندیشیدهشده شکل گرفته است. عناصر معماری و شهرسازی سلطانیه، که بیشتر از سایرین در مستندات مورد اشاره قرارگرفتهاند، با کمترین میزان تخریب تا به عصر حاضر مواجه بودهاند (همانند آرامگاه اولجایتو با 46.66% تکرار در منابع) و یا شناسایی موقعیت دقیق آنها ممکن بوده است (همانند برج و باروی میانی شهر با 40% تکرار در منابع) و امروزه نیز قابلمشاهده هستند. عناصر شهری که از کمترین درصد تکرار برخوردار بودهاند (6.66 %) و یا فقط در یک سند نمایه شدهاند، در طرح فرضی از مکانیابی دقیقی برخوردار نیستند. سایر عناصر شهری که در بیش از یک سند تاریخی تکرار شدهاند (با درصدهای مابین 6.66% و 40%) بهدلیل فراهمبودن شرایط مطالعۀ تحلیلی-تطبیقی در طرح فرضی مکانیابی شده و امکان بازآفرینی آنها در وضع موجود به کمک متخصصان ممکن بهنظر میرسد.