سازمان فضایی شهری و عدالت اجتماعی؛ مطالعه‌ای میان‌رشته‌ای بر عدالت فضایی و توزیع کالبدی شهر یزد در دورۀ قاجار

نویسندگان

1 استادیار گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، ایران

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22084/nb.2022.26352.2490
چکیده

یکی از موضوعات متأخر در موضوع عدالت اجتماعی، عدالت فضایی در شهرها می‌باشد. میزان دسترسی به فضای عمومی و خدمات شهری و تأثیرات این امر بر فضای ذهنی شهروندان محور بحث در این‌زمینه است. مفهوم عدالت در اسلام، یک مفهوم بنیادین است که ارزیابی آن از منظر عدالت فضایی در شهرهای اسلامی، می‌تواند کمک زیادی به توسعۀ معرفت‌شناختی از یک‌سو و سیاست‌گذاری شهری ازسوی دیگر کند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی عدالت فضایی در بخشی از بافت تاریخی شهر یزد در دورۀ قاجار است. پرسش پژوهش، چگونگی محور عزیمتِ روشی، ارزیابی میزان دسترسی دو گروه اعیان و افراد عادی به سه شکل از امکانات شهری، یعنی مسجد، آب‌انبار و بازار است. با استفاده از شواهد معماری و باستان‌شناسی در محلۀ گلچینیان یزد و نیز نتایج به‌دست‌آمده از سامانۀ اطلاعات جغرافیایی تحلیل انجام‌گرفت. مبنای تفسیر داده‌ها نسبت بین عدالت اجتماعی و عدالت دسترسی در سازمان فضایی شهری دورۀ قاجار است. نتایج نشان‌داد، طبقۀ اجتماعی و اقتصادی بر سازمان فضایی محلات تأثیر داشته است. طبقۀ اعیان در موقعیتی سکنی گزیده‌اند که بیشترین یا بهترین بهره را از امکانات شهری را داشته باشند. این یافته از منظر عدالت، محل نقد و بررسی است. باوجود این،  به‌نظر می‌رسد تعاملات اجتماعی مردم، مبتنی‌بر تضاد طبقاتی یا ادراک نابرابری اجتماعی نبوده است. برخلاف شهر مدرن، شهر سنتی اسلامی اگرچه توزیع نابرابر امکانات دراد، اما به‌نظر می‌رسد در مقایسه با جوامع مدرن، این توزیع نابرابر بر ادراک نابرابری تأثیر معناداری نداشته باشد. محققان بر این نظرند که، سازمان فضایی تفکیک‌نشده، کنش تعاملی بالای طبقاتی، و مفاهیم اسلامی کمک زیادی به کاهش ادراک نابرابری درمیان شهروندان کرده است. به‌نظر می‌رسد در زمینۀ عدالت اجتماعی نیازمند مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی مرتبط می‌باشیم و این موضوع با توجه به بسترهای تاریخی و فرهنگی و ارزش‌های مرتبط با آن ضرورت جدی دارد. این امر می‌تواند در رابطه با موضوعات جدید مطمح نظر باشد.