مدرن‌گرایی و پسامدرن‌گرایی در مواجهه با مسأله هویت و غیریت

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2022.543310.1414
چکیده

فلسفه مدرن، اجمالاً، برنامه و دستگاه جامع معرفتی است که براساس آن تمام عالم هستی توسط بشر به‌تنهایی فهمیدنی و شناختنی است. در مرکز ثقل این دستگاه هویت معرفتی شخص یا ذهن عامل معرفت قرار دارد. فیلسوفان مدرن اعتبار دستگاه معرفتی و نیز وحدت آن را مرهون هویت معرفتی عامل معرفت می‌دانند. دکارت خودآگاهی ذهن خودبنیاد از خودش به‌عنوان یک عامل معرفتی خودآگاه را مبنای تمام معرفت‌ها، شامل مابعد‌الطبیعی، طبیعی و غیر آن می‌دانست. پسامدرن‌گرایی، درمقابل، گفتمانی فلسفی دربرابر هویت معرفتی و دستگاه معرفتی خودبنیاد مدرن است. تلاش فیلسوفان پسامدرن بر آن است تا با استفاده از مفهوم «غیریت» و نیز ارتباط دادن آن با چند اندیشه غیرمعرفتی دیگر، مثل «میل»، «اراده» و «مسئولیت»، گفتمان فلسفی و متفاوت را پی‌ریزی نمایند. ازنگاه این مقاله، نه نظریه «هویت» و اندیشه‌های معرفتی پیوست آن، و نه مفهوم «غیریت» و اندیشه‌های عمل‌شناختی همراه آن نمی‌توانند مستقل از یک‌دیگر یک دستگاه معرفتی خودبنیاد یا یک گفتمان فلسفی غیرمعرفتی مسلط را پی‌ریزی و شکل دهند.