امکان باور به خدا در چهارچوب فلسفۀ کارنپ
نویسندگان
1 استادیار دپارتمان فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران
2 دانشجوی دوره دکترا فلسفه عصر جدید، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/ek.2021.529755.1353چکیده
کارنپ به عنوان شاخصترین نماینده پوزیتیویستهای منطقی جمله مشهوری دارد مبنی بر اینکه مابعدالطبیعه بیمعنا است. در نگاه اوّل به نظر میرسد که هرگونه باور مذهبی، به خصوص باور به خدا، با چهارچوب فلسفۀ کارنپ ناسازگار است. از آنجا که کارنپ اخلاق را نیز مانند مابعدالطبیعه بیمعنا میداند ولی رفتارهای اخلاقی را با ارزش میشمارد، شاید به نظر برسد که در چهارچوب کارنپی حداکثر بتوان رفتارهای مذهبی را نیز، در عین بیمعنا بودن ادّعاهای مذهبی، با ارزش تلقّی کرد. برخلاف داوری عجولانۀ بالا، گرچه باور به خدای فلاسفه در چهارچوب فلسفۀ کارنپ جایگاهی ندارد، اما باور به خدای ادیان با مبانی فلسفی کارنپ کاملاً سازگار است. در نظر کارنپ تنها تجربه است که منشأ شناخت قرار میگیرد و تمام احکام تجربی صرفاً احتمالی هستند. در عین حال، باور به درستی احکام تجربی کاملاً معقول است، گرچه این احکام ضرورتاً صادق نیستند. در این مقاله نشان داده میشود که به همان نحوی که احکام علوم تجربی در نزد کارنپ مقبول واقع شده و تثبیت میشوند، میتوان گزارههای دینی از جمله ادّعاهای ادیان دربارۀ خدا را در چهارچوب کارنپی به طور معقول تثبیت نمود.