اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی با تأکید بر نقش محافظه‌کاری مدیریت: شواهدی از داده‌کاوی مؤلفه‌های اثرگذار

نویسندگان

1 استادیار حسابداری، گروه حسابداری، دانشکده مهندسی صنایع و مدیریت، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.

2 استادیار مدیریت مالی، گروه مدیریت، اقتصاد و حسابداری، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.

doi
10.48308/jfmp.2026.243053.1567
چکیده

مقدمه: تئوری نمایندگی، رفتارهای فرصت‌طلبانه مدیران از جمله اجتناب مالیاتی را ناشی از تضاد منافع با سهامداران می‌داند. در مقابل، تئوری علامت‌دهی، انتخاب حسابرسان باکیفیت را راهکاری برای ارسال سیگنال شفافیت به بازار سرمایه معرفی می‌کند. در این میان، محافظه‌کاری مدیریتی به عنوان ساز و کاری راهبری شرکتی می‌تواند هزینه‌های نمایندگی را کاهش داده و رفتارهای فرصت‌طلبانه را تعدیل نماید. با توجه به اهمیت درآمدهای مالیاتی در اقتصاد ایران و نقش کیفیت حسابرسی در شفافیت اطلاعات مالی، این پژوهش به بررسی نقش میانجی‌گر محافظه‌کاری در رابطه بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی می‌پردازد. پژوهش‌های پیشین عمدتاً اثر اجتناب مالیاتی بر بازده و سودآوری شرکت‌ها را بررسی کرده‌اند، اما ارتباط بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی با نقش میانجی محافظه‌کاری مدیریتی در بورس اوراق بهادار ایران تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. این مطالعه با بررسی این موضوع که آیا محافظه‌کاری می‌تواند پیوند بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی را تعدیل کند، به ادبیات پژوهش می‌افزاید. بدین منظور، دو فرضیه مبتنی بر مبانی نظری تدوین و آزمون شده است: فرضیه اول رابطه معنادار بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی و فرضیه دوم نقش تعدیل‌گری محافظه‌کاری مدیریتی را مورد آزمون قرار می‌دهد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کمی است و به بررسی رابطه بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی با تأکید بر نقش تعدیل‌کننده محافظه‌کاری مدیریتی می‌پردازد. جامعه آماری شامل کلیه شرکت‌های غیرمالی پذیرفته‌ شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳ است. به ‌جای استفاده از روش‌های نمونه‌گیری متداول، از روش غربال‌گری مبتنی بر معیار استفاده شد تا تمامی شرکت‌های واجد شرایط در مطالعه لحاظ شوند. شرکت‌هایی که شرایط ورود به پژوهش را نداشتند، به‌ صورت نظام‌مند حذف شدند. در نهایت، نمونه نهایی شامل ۱۳۶ شرکت بود که کلیه شرایط پژوهش را در طول دوره مورد بررسی دارا بودند. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها با استفاده از ترکیبی از روش‌های آماری و داده‌کاوی انجام شد. آمار توصیفی با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۴ محاسبه گردید. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، مدل‌های رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم‌افزار Eviews نسخه ۱۲ برآورد شدند. همچنین، به‌منظور افزایش استحکام نتایج و بررسی روابط غیرخطی احتمالی بین متغیرها، از مدل داده‌کاوی درخت تصمیم با استفاده از نرم‌افزار SPSS Modeler نسخه ۱۸ به ‌عنوان روش مکمل استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان ‌دهنده وجود رابطه منفی و معنادار آماری بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی است؛ به این معنا که افزایش سطح اجتناب مالیاتی شرکت‌ها با کاهش کیفیت حسابرسی همراه است. نتایج تحلیل‌های تکمیلی حاکی از آن است که محافظه‌کاری مدیریتی نقش تعدیل‌کننده معناداری در رابطه بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که محافظه‌کاری مدیریتی این رابطه منفی را کاهش داده و آن را تعدیل می‌کند. همچنین، نتایج حاصل از مدل داده‌کاوی درخت تصمیم، اثر اجتناب مالیاتی بر کیفیت حسابرسی را تأیید کرده و نشان می‌دهد که اندازه شرکت و محافظه‌کاری مدیریتی، بیشترین تأثیر را بر کیفیت حسابرسی شرکت‌های مورد بررسی دارند. نتیجه‌گیری: نتایج کلی پژوهش بیانگر وجود رابطه منفی و معنادار بین اجتناب مالیاتی و ابعاد مختلف کیفیت حسابرسی است. به‌ طور مشخص، سطوح بالاتر اجتناب مالیاتی با کاهش کیفیت حسابرسی همراه است و این امر نشان می‌دهد شرکت‌هایی که از راهبردهای تهاجمی اجتناب مالیاتی استفاده می‌کنند، معمولاً از کیفیت حسابرسی پایین‌تری برخوردارند. افزون بر این، محافظه‌کاری مدیریتی نقش تعدیل‌کننده معناداری در رابطه بین اجتناب مالیاتی و کیفیت حسابرسی ایفا می‌کند و وجود مدیریت محافظه‌کارانه، آثار منفی اجتناب مالیاتی بر کیفیت حسابرسی را کاهش می‌دهد. لازم به ذکر است که این اثر تعدیل‌گری بر رابطه بین اجتناب مالیاتی و دوره تصدی حسابرس معنادار نبوده است که می‌تواند ناشی از غلبه عوامل نهادی و نظارتی مانند الزامات چرخش حسابرس بر تمایلات مدیریت باشد. نتایج مدل داده‌کاوی درخت تصمیم نیز یافته‌های فوق را تأیید می‌کند. بر اساس این یافته‌ها، اندازه شرکت و محافظه‌کاری مدیریتی در تمامی معیارهای سنجش کیفیت حسابرسی به عنوان عوامل تعیین‌کننده و معنادار آماری شناسایی شده‌اند. همچنین متغیرهای اجتناب مالیاتی، اقلام تعهدی و بازده دارایی‌ها در اغلب موارد اثرات معنادار آماری بر کیفیت حسابرسی نشان داده‌اند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، تقویت شفافیت و نظارت مالی و مالیاتی، بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی در حسابرسی، بهبود استانداردهای گزارشگری و الزامات حاکمیت شرکتی، و ارتقای دانش فعالان بازار توصیه می‌شود. سرمایه‌گذاران نیز باید به رفتار مالیاتی شرکت‌ها، کیفیت حسابرسی و محافظه‌کاری مدیریتی توجه ویژه داشته باشند و از سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی که راهبردهای تهاجمی اجتناب مالیاتی را دنبال می‌کنند، اجتناب کنند.