تحلیل مقایسهای عملکرد ریسک و بازده صندوقهای با درآمد ثابت بورسی بزرگ و کوچک: شواهدی از بازار سرمایه ایران
نویسندگان
1 گروه مالی و حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه مدیریت مالی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.48308/jfmp.2026.241798.1538چکیده
هدف: با گسترش بازار صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق بهادار با درآمد ثابت در سنوات اخیر در بازار سرمایه ایران، نیاز به بررسی نحوه عملکرد این صندوقها بیش از پیش احساس میشود. این پژوهش به بررسی تفاوتهای عملکردی میان صندوقهای سرمایهگذاری بزرگ و کوچک در بازار سرمایه ایران میپردازد. بررسی این موضوع ازآنجاکه تعداد صندوقهای درآمد ثابت در این دوره افزایش چشمگیری یافته و همچنین ادبیات بینالمللی نتایج متناقضی در این خصوص داشتند، دارای اهمیت است. برخی پژوهشها بر مزایای صرفههای مقیاس صندوقهای بزرگ تأکید داشته درحالیکه برخی دیگر از کاهش کارایی در صندوقهای بزرگ خبر میدهند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا میان بازده و ریسک صندوقهای بزرگ و کوچک تفاوت معناداری وجود دارد و این تفاوت چه پیامدهایی برای سرمایهگذاران دارد. روش: در این پژوهش با استفاده از دادههای بازده ماهانه صندوقهای درآمد ثابت، بازده صندوقهای کوچک با صندوقهای بزرگ مورد مقایسه قرار گرفته است. برای این منظور در بازه زمانی شروع سال 1400 تا پایان خردادماه سال 1404 دادههای مربوط به بازده، ارزش کل داراییهای تحت مدیریت و خالص ارزش روز داراییهای صندوقهای درآمد ثابت استخراج و برای هر ماه بازده یک سبد از کوچکترین و یک سبد از بزرگترین صندوقها محاسبه شده است. در نهایت با کمک روش ویلکاکسون بازده دو گروه مورد مقایسه قرار گرفته و برای سنجش ریسک نیز بوت استرپ جفتی و آزمون ویلکاکسون بر روی پراکندگیها انجام شد. سپس با محاسبه نسبت شارپ برای دو گروه، صندوقهای بزرگ و کوچک باهم مقایسه شدند. یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که بازده ماهانه صندوقهای درآمد ثابت کوچک به طور معناداری بالاتر از صندوقهای بزرگ است، بهطوریکه میانگین بازده صندوقهای کوچک 1.8629% و صندوقهای بزرگ 1.7963% محاسبه شد. همچنین، آزمون ویلکاکسون جفتی و بوتاسترپ جفتی تأیید کرد که ریسک (پراکندگی بازده و واریانس) در صندوقهای کوچک با نسبت واریانس 0.67 و بازه اطمینان 95% به طور معناداری بیشتر از صندوقهای بزرگ است. در نهایت، محاسبه نسبت شارپ نشان داد که عملکرد ریسک تعدیلشده صندوقهای بزرگ اندکی بهتر از صندوقهای کوچک است که این نتایج، فرضیات پژوهش مبنی بر عدم تفاوت معنادار در بازده و ریسک دو گروه را رد میکند. بررسی نسبت شارپ که بیانگر ریسک تعدیل شده است، نشان داد که صندوقهای بزرگ مطلوبیت بهتری دارند. به بیان دیگر، اگرچه بازده صندوقهای کوچک بیشتر از صندوقهای بزرگ است، اما بازده مازاد آنها نسبت به ریسک پذیرفته شده کمتر است. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش در بستر بازار سرمایه ایران که با تورم بالا، نوسانات نرخ بهره و ریسکهای ژئوپلیتیک مواجه است، قابلتفسیر است. صندوقهای کوچک توانستهاند بازدهی بیشتری کسب کنند که این بازدهی بیشتر همراه با ریسک بیشتر نیز بوده است؛ در حالی که صندوقهای بزرگ بازدهی کمتری کسب کرده اما بطور مشابه ریسک کمتری نیز داشتهاند. این ویژگیها در بازار ایران که سرمایهگذاران اغلب به دنبال حفظ ارزش دارایی در برابر ریسکهای متعدد سیستماتیک هستند، مزیت رقابتی برای صندوقهای بزرگ ایجاد میکند. این یافتهها نشان میدهد که صندوقهای بزرگ بازدهی پایدارتر و ریسک مدیریتشدهتری را نسبت به صندوقهای کوچک از خود نشان میدهند. از منظر سیاستگذاری نیز نظارت بر صندوقهای کوچک به دلیل ریسک بیشتری که از خود نشان دادند ضروری به نظر میرسد.