تاثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانشیار گروه مالی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد مدیریت مالی،دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، ایران
3 استادیار ، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.48308/jfmp.2025.239823.1492چکیده
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام شرکتها و تحلیل نقش شفافیت یا عدم شفافیت محیط اطلاعاتی بهعنوان یک متغیر تعدیلگر در این رابطه است. در بازارهای مالی، اطلاعات بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایهگذاری و قیمتگذاری سهام شناخته میشود و تفاوتهای موجود بین اطلاعات خاص شرکت و اطلاعات عمومی بازار میتواند تأثیر قابل توجهی بر میزان همزمانی قیمت سهام داشته باشد. این تحقیق بهویژه به بررسی تأثیر جریان اطلاعات، که شامل تقاضا و عرضه اطلاعات است، میپردازد و بهدنبال این است که چگونه این جریان میتواند موجب تغییرات در همزمانی قیمت سهام شود. همچنین، پژوهش به تأثیر محیط اطلاعاتی هر شرکت بر این رابطه میپردازد، بهویژه در شرایطی که محیط اطلاعاتی شرکتها مبهم یا شفاف باشد.روش: روششناسی پژوهش بر اساس دادههای ترکیبی (تابلویی) و نمونهای از ۱۰۵ شرکت بورسی فعال در ۱۲ صنعت مختلف از سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ طراحی شده است. برای اندازهگیری تقاضای اطلاعات از شاخص غیرمستقیم حجم جستجوی گوگل و برای اندازهگیری عرضه اطلاعات از شاخص حجم پوشش رسانهای استفاده شده است. از آنجا که جریان اطلاعات در بازارهای سرمایه بهطور مستقیم قابل مشاهده نیست، این روشها بهعنوان نمایندهای برای تقاضا و عرضه اطلاعات به کار گرفته شدهاند. بهمنظور آزمون فرضیات تحقیق، از مدلهای رگرسیونی مختلف استفاده شده است.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که بین تقاضای اطلاعات خاص شرکت و همزمانی قیمت سهام و همچنین بین عرضه اطلاعات و همزمانی قیمت سهام، رابطهای منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای اطلاعات خاص شرکت و همچنین افزایش عرضه اطلاعات باعث میشود که قیمت سهام کمتر تحت تأثیر اخبار عمومی و تحولات بازار قرار گیرد و بیشتر بر اساس اطلاعات اختصاصی مربوط به هر شرکت تغییر کند. این نتایج با فرضیههای موجود در ادبیات پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر قیمتها همخوانی دارد. با این حال، یافتههای پژوهش بهطور قطعی تأثیر قویتر بودن رابطه منفی بین پوشش رسانهای و همزمانی قیمت سهام در شرکتهایی با محیط اطلاعاتی غیرشفافتر را تأیید نمیکند. این عدم تأیید ممکن است ناشی از پیچیدگیهای موجود در تحلیل اثرات محیطهای اطلاعاتی مبهم باشد که به نظر میرسد برای تحلیل دقیقتر، نیاز به مطالعات تکمیلی و مدلهای پیچیدهتری داشته باشد.نتیجهگیری: این پژوهش میتواند برای سرمایهگذاران و تحلیلگران بازار مالی مفید واقع شود. شناخت بهتر از نحوه تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام میتواند به آنها کمک کند تا تصمیمات آگاهانهتری در زمینه سرمایهگذاری اتخاذ کنند. علاوه بر این، این تحقیق میتواند برای پژوهشگران و دانشگاهیان در زمینه شناخت و درک عوامل مؤثر بر همزمانی قیمت سهام و بهبود محیطهای اطلاعاتی مفید باشد. در نهایت، نتیجهگیریهای پژوهش میتواند به رسانههای فعال در بازار سرمایه توصیههایی برای بهبود پوشش اطلاعاتی شرکتها و کاهش ابهام محیط اطلاعاتی ارائه دهد.