عرفان در مکتب ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دپارتمان فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/ek.2020.112223.1164چکیده
بحث از نکتههای عرفانی در نوشتههای ابنسینا، این پرسش را پیش روی پژوهشگران نهاده است که آیا میتوان او را یک نظریهپرداز در گستره عرفان تلقی کرد یا این مباحث او را باید به صورتی دیگر، تفسیر نمود. آیا ابنسینا فقط فیلسوف مشائی است یا بهاصطلاح خودش فیلسوف مشرقی؟ آیا میتوان او را عارفی با جهانبینی عرفانی دانست؟ در این نوشتار نخست، دیدگاه مخالفان و موافقان عرفان شیخالرئیس را بررسی میکنیم. آنگاه دیدگاه ابنسینا را دربارۀ گرایش به مشائیان، نوافلاطونیان یا عرفان در سخنانش جستوجو میکنیم. سپس با بررسی آثار فلسفی و عرفانی او گرایشش را به سلوک عقلی محض، عرفانی، هم عقلی و هم عرفانی، یا تفکیک دوران زندگی علمی او به دو دورۀ گرایش فلسفی مشائی و گرایش باطنی میسنجیم. درنهایت میکوشیم، نشان دهیم ابنسینا افزون بر اینکه مشائی و اهل برهان است به عرفان و سلوک باطنی نیز عالِم بوده، حتا از آن بهرهمند است.