طراحی مدل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در بستر نظریه نمایندگی
نویسندگان
1 گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.48308/jfmp.2025.240823.1514چکیده
هدف: این پژوهش، ارائهی مدلی جامع و کلنگر برای شناسایی و تحلیل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد تلفیقی کمّی–کیفی در چارچوب نظریه نمایندگی است. نابرابری اطلاعات میان مدیران و سهامداران، تحت تأثیر ساختار مالکیت، انگیزههای فردی و فضای نهادی وفرهنگی، میتواند موجب افزایش هزینههای نمایندگی و کاهش شفافیت شود. این مطالعه با تلفیق منسجم یافتههای پیشین، تصویری کلنگر از ریشههای این پدیده ارائه میدهد.روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد تلفیقی کمی- کیفی و روش پیمایشی انجام شد؛ ابتدا بر مبنای چارچوب نظریه نمایندگی و اطلاعات نامتقارن، با مرور نظاممند ادبیات و تحلیل محتوای ساختاریافته متون و مقررات گزارشگری مالی، و نیز با انجام مصاحبههای نیمهساختیافته با خبرگان حسابداری و گزارشگری مالی، متغیرهای بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی شناسایی و پرسشنامهای بر مبنای آنها تدوین و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی توسط جمعی از اساتید و کارشناسان، آماده شد. جامعة آماری تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و اساتید اقتصاد، مدیریت مالی ،حسابداری و آمار دانشگاههای تهران ، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران بودند که روش نمونهگیری گروهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع تعداد 168 نفر به پرسشنامهها بهصورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل دادههای پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت دادههای جمعآوریشده ابتدا از طریق شاخصهای توصیفی و استنباطی و ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش ویژگیهای اولیه و قابلیت اعتماد دادهها ارزیابی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، متغیرها به عوامل محدود و بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی تقلیل یافتند. این فرایند تحلیلی، بستری مستحکم و منسجم برای طراحی مدل نهایی عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی فراهم آورد.یافتهها: در مدل ارائه شده 4 عامل که 90.306 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند و 40 متغیر با تعیین بارعاملی بصورت رتبهبندی شده بعنوان عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکتهای بورسی شناسایی شد. عوامل سازمانی و ساختاری با مجموع بارعاملی 7.49 و تبیین 28.14 درصد از تبیین واریانس، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بارعاملی7.37و تبیین22.746درصد از واریانسکل، عوامل اقتصادی،مالیو ساختار بازار با مجموع بارعاملی7.05و تبیین20.38 درصد از واریانسکل، عوامل مدیریتی با مجموع بارعاملی62.6و تبیین19.04درصد ار واریانس کل، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر عدم تقارن داخلی در شرکتهای بورسی تعیین شدند. این چهار عامل 306/90 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که برای کاهش معنادار سطح عدم تقارن اطلاعاتی، تنها تمرکز بر ابزارهای سنتی نظیر بهبود گزارشگری مالی کافی نیست. بلکه ضروری است سیاستگذاران و مدیران شرکتها، مجموعهای هماهنگ از اقدامات در حوزههای متنوعی همچون تقویت کنترلهای داخلی، بهبود ساختار هیئتمدیره، ارتقاء شفافیت قوانین افشا، بهبود شرایط رقابتی بازار، اصلاح نظام پاداش و ترویج فرهنگ شفافیت را در دستور کار قرار دهند. نتایج این پژوهش میتواند برای سازمان بورس و اوراق بهادار، نهادهای ناظر مالی، حسابرسان مستقل، و همچنین مدیران ارشد شرکتها بهعنوان نقشهای جامع از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی ایفای نقش کند و مبنایی برای تدوین سیاستها و مداخلات اثربخش در جهت بهبود محیط اطلاعاتی بازار سرمایه فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با بهرهگیری از رویکردهای مقایسهای و مدلسازی ساختاری، روابط علّی میان عوامل شناساییشده را بررسی کنند تا بستر سیاستگذاری مبتنی بر شواهد علمی بیش از پیش تقویت شود.