شناسایی و اعتباریابی موانع و بسترهای اجرای موفق خصوصیسازی بوسیلهی صندوقهای قابل معامله در بورس(ETF)
نویسندگان
1 گروه مدیریت صنعتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 گروه اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.48308/jfmp.2025.241275.1524چکیده
چکیده هدف: خصوصیسازی داراییهای دولتی از طریق صندوقهای قابل معامله در بورس به عنوان روشی نوین، توجه کشورهای بسیاری را به خود جلب کرده است و اغلب از آن بهعنوان ابزار دموکراتیکسازی اقتصاد یاد میشود. بهکارگیری این شیوه باعث افزایش عمق بازار سرمایه و رونق بورس خواهد شد و زمینه توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را فراهم مینماید. هدف این پژوهش شناسایی موانع و بسترهای حیاتی در اجرای موفق این شیوه از خصوصیسازی است. در اجرای فرآیند خصوصی-سازی امکان بهرهمندی از شیوههای مختلف وجود دارد که ازجملهی آن میتوان به ظرفیت بورس و ابزارهای مختلف آن اشاره نمود. صندوقهای قابل معامله (ETF) بهعنوان یکی از روشهای نوین خصوصیسازی، امکان مشارکت عموم مردم در فرآیند خصوصیسازی را فراهم میآورند و به رونق بیشتر بازار سرمایه کمک مینماید. بااینحال به علت نوظهور بودن صندوقهای(ETF) و نوین بودن استفاده از آن در فرآیند خصوصیسازی، لازم است قبل از استفاده از این شیوه در کشور، این ابزار موردمطالعه دقیق قرار گیرد؛ چراکه اجرای موفق این مدل مستلزم وجود بسترهای مناسب و رفع موانع ساختاری، قانونی و اجرایی است. پژوهشگران به این باورند که اگرچه بورس اوراق بهادار و ابزارهای مالی نوین مانند ETF پتانسیل بالایی برای تحول در فرآیند خصوصیسازی دارند، اما بدون رفع چالشهای مرتبط، ممکن است نتایج مطلوب حاصل نشود؛ لذا این مقاله به بررسی این موانع و بسترهای حیاتی میپردازد تا کمکی جهت پر کردن خلأ مطالعاتی در این زمینه باشد.روش: روش تحقیق بهصورت ترکیبی (کیفی-کمی) طراحیشده است. در مرحله اول، با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و انجام مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۲۰ تن از خبرگان حوزه اقتصاد، مالی و بورس، مجموعهای از موانع و بسترهای کلیدی شناسایی شد. در مرحله دوم، بهمنظور اعتبارسنجی و اولویتبندی یافتههای کیفی، از روش دلفی فازی و توزیع پرسشنامه میان ۱۷ خبره استفاده شد. این رویکرد ترکیبی به تقویت اعتبار نتایج و دستیابی به یافتههای معتبر و قابلاتکا کمک شایانی کرد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که مهمترین مانع در اجرای موفق خصوصیسازی از طریق صندوقهای ETF، دستاندازیهای گسترده دولت در اقتصاد و بازار سرمایه است. دخالت دولت به اشکال مختلف ازجمله دخالت در اقتصاد، دخالت در قیمت سهام، دخالت در مدیریت شرکتهای خصوصیشده، و همچنین حضور غیرمستقیم دولت از طریق سهامداری شرکتهای دولتی در صندوقهاست که میتواند استقلال عملکردی صندوقها را تضعیف کند. در کنار آن سطح دانش و آگاهی پایین سرمایهگذاران، ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده است. عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود، سطح پایین آگاهی و دانش مدیران مالی بهویژه در مورد بورس، مانع بزرگی بر سر راه موفقیت این مدل محسوب میشود. در مقابل، یافتهها بیانگر آن است که فراهم کردن بسترهای مناسب میتواند تأثیر بسزایی در موفقیت این مدل داشته باشد.ایجاد بسترهای مرتبط با صندوقهای قابل معامله ازجمله سهولت انجام معاملات با ETF، تنوع بالای ترکیب داراییها، دانش و آگاهی مدیران صندوقها، حجم ورود سرمایه به صندوقها، امنیت صندوقها و نظارت سازمان بورس و قدرت نقدشوندگی بالا در صندوقهای ETF در کاهش ریسک سرمایهگذاران و افزایش جذب سرمایهگذاران و موفقیت روش بیشترین اثر را دارد.نتیجهگیری: پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اجرای موفق مدل خصوصیسازی از طریق ETF مستلزم یک رویکرد جامع و نظاممند است. این رویکرد باید شامل اصلاحات قانونی برای کاهش دخالتهای غیرضروری دولت، توسعه فرهنگ سرمایهگذاری و آموزش عمومی، تقویت شفافیت و نظارت مستقل، و همچنین تربیت نیروی متخصص در حوزه مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری باشد. این پژوهش با شناسایی دقیق موانع و بسترهای موفقیت، گامی مهم در جهت تدوین سیاستهای آگاهانه و مبتنی بر شواهد در حوزه خصوصیسازی از طریق ابزارهای نوین مالی برداشته و بهعنوان مرجعی مفید برای سیاستگذاران، نهادهای ناظر و پژوهشگران اقتصادی ارائه میشود.