رویکرد واقع‌گرایانه چرچلند در حل مسئله گزاره‌گرایی و نقد آن

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و علم، دانشکده مدیریت، علم و فناوری، دانشگاه امیر کبیر، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه علم و تکنولوژی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2020.49267.1022
چکیده

از رویکردهای مربوط به تحلیل نظریه‌های علمی می‌توان به رویکرد‌های پوزِتیویستی و مدل-نظریه‌ای اشاره کرد. این رویکردها هرکدام اشکالاتی دارند و در تحلیل نظریه‌های علمی ناتوان به‌نظر می‌رسند. رویکرد مدل-نظریه‌ای که مطلوب ون فراسن نیز می‌باشد، چندان خوشایند واقع‌گرایان نیست و چرچلند به‌عنوان یک واقع‌گرای علمی، سعی می‌کند تعبیری واقع‌گرایانه برای تحلیل نظریه‌های علمی پیشنهاد کند. وی از دستاوردهای علوم شناختی استفاده کرده و مدل پیوندگرایانه را به‌عنوان جایگزین رویکردهای گزاره‌ای و مدل‌-نظریه‌ای ارائه می‌کند؛ امّا پیشنهاد وی دارای مشکلی اساسی است: ‌به‌صِرف مدل‌کردن ساختار نظریه‌های علمی در قالب مدل‌های پیوندگرایانه، نمی‌توان دربارۀ رابطۀ بین بازنمایی علم در شبکه‌های عصبی و واقعیت جهان خارج ادعایی کرد درحالی‌که چرچلند این رابطه را مفروض گرفته و برای آن استدلالی ارائه نمی‌کند. در این نوشتار برآنیم تا اساس رویکرد چرچلند و پیشینۀ آن را بیان کرده و سپس این نقصیه را برطرف نموده و رویکرد شناختی را به منزلۀ امتدادی برای واقع‌گرایی معرفی کنیم.