مدیریت سود در سالهای پس از عرضه اولیه سهام و تأثیر آن بر عملکرد بلندمدت سهام
نویسندگان
1 گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.48308/jfmp.2025.239935.1497چکیده
هدف اصلی این پژوهش، بررسی الگوهای مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری جاری و بلندمدت در سال پس از عرضه اولیه سهام و سنجش اثر این الگوها بر عملکرد بلندمدت سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. مدیریت سود بهعنوان یکی از ابزارهای رفتاری مدیران، میتواند در دورههای حساس مانند پس از عرضه اولیه سهام، اثرات عمیقی بر شفافیت گزارشگری مالی، تصمیمگیری سرمایهگذاران و کارایی بازار داشته باشد. در این پژوهش، با بهرهگیری از نظریههای نمایندگی، علامتدهی، زمانبندی بازار و شفافیت اطلاعات، چهار فرضیه کلیدی طراحی شد تا تغییرات در سطح مدیریت سود و اثرات آن بر عملکرد سهام بررسی شود.جامعه آماری این پژوهش شامل شرکتهایی است که در بازه زمانی 1389 تا 1398 برای نخستین بار در بورس اوراق بهادار تهران عرضه اولیه شدهاند. با اعمال محدودیتهای ساختاری و اطلاعاتی، تعداد 35 شرکت بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شد. در این پژوهش، اقلام تعهدی اختیاری جاری و بلندمدت به تفکیک اندازهگیری شدهاند و بازده غیرعادی سهام طی دوره 36 ماهه پس از عرضه اولیه بهعنوان معیار عملکرد بلندمدت سهام در نظر گرفته شده است. برای آزمون فرضیهها، از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون (برای مقایسه سطح اقلام تعهدی بین دو دوره) و مدلهای رگرسیونی چندگانه (با و بدون کنترل اثرات سال و صنعت و خوشهبندی خطاها در سطح شرکت) استفاده شده است.نتایج آزمون فرضیههای اول و دوم نشان داد که تفاوت معناداری در سطح مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری جاری و بلندمدت بین سال عرضه اولیه و سال پس از آن وجود ندارد. این یافتهها با پیشبینیهای نظری برخی از مطالعات پیشین همخوانی ندارد و نشاندهنده تأثیر شرایط خاص محیط اقتصادی و نهادی ایران است؛ جایی که فشارهای مالی، نظارتی و اطلاعاتی تنها به سال عرضه محدود نبوده و در دوره پس از آن نیز تداوم دارد.در مقابل، نتایج آزمون فرضیههای سوم و چهارم نشان داد که مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری جاری در سال پس از عرضه اولیه، تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد بلندمدت سهام دارد. این یافته با نظریه نمایندگی و علامتدهی همخوان است، زیرا استفاده کوتاهمدت و فرصتطلبانه از اقلام تعهدی جاری میتواند منجر به ارسال اطلاعات گمراهکننده به بازار شود و در بلندمدت، اعتماد سرمایهگذاران را کاهش دهد. بهویژه در بازار سرمایه ایران، که سرمایهگذاران اتکای بیشتری به اطلاعات حسابداری دارند، واکنش منفی به چنین رفتارهایی شدیدتر است.از سوی دیگر، برخلاف انتظار، مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بلندمدت سهام دارد. این یافته میتواند به دلیل برداشت مثبت بازار از هموارسازی سود در فضای عدماطمینان اقتصادی ایران باشد. همچنین ضعف ساختارهای نظارتی ممکن است منجر به تأخیر در شناسایی رفتارهای مدیریتی شده و در نتیجه، اثرات مثبت کوتاهمدت آن در بازار مشهود شود.در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که تحلیل رفتار مدیریت سود در ایران نیازمند درک عمیقتری از شرایط نهادی و ساختاری بومی است. همچنین، یافتهها میتوانند برای سیاستگذاران، ناظران بازار سرمایه و سرمایهگذاران نهادی در تدوین سیاستهای نظارتی مؤثر و تصمیمگیریهای آگاهانه مفید واقع شوند.