سرمایهگذاری در عوامل: رویکرد تجزیه بازده به مولفه های ریسک و خطای قیمت گذاری
نویسندگان
1 گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشگاه اصفهان
doi
10.48308/jfmp.2025.239467.1482چکیده
هدف: پژوهش حاضر نقش ماهیت بازده عاملهای سرمایهگذاری در رویکرد سرمایهگذاری مبتنی بر عامل را مورد بررسی قرار می دهد. بازده بالاتر عاملهای سرمایهگذاری یا ناهنجاریهای مالی ممکن است ناشی از ریسک بالاتر باشند یا ناشی از یک خطای قیمتگذاری که از ناکارائی بازار یا رفتارهای سوگیرانه و خطاهای شناختی سرمایهگذاران نشات می گیرد. بررسی ادبیات نشان میدهد که برای بسیاری از عامل های سرمایه گذاری، پاسخ قطعی برای این سوال که منشا بازده این عاملها ریسک است یا خطای قیمتگذاری وجود ندارد و این مساله همچنان یک پرسش باز محسوب میشود. از طرفی استراتژی های مختلف سرمایهگذاری در عاملها در بستر یک تفسیر مبتنی بر ریسک توسعه یافته است. در این پژوهش به این مساله پرداخته میشود که آیا تفکیک و در نظر گرفتن ماهیت بازدهی عوامل بر عملکرد رویکرد سرمایهگذاری مبتنی بر عامل تاثیر دارد یا خیر. به عبارت دیگر هدف آن است که ابتدا برای بعضی از رایج ترین عوامل سرمایه گذاری، دوگانه تفسیر مبتنی بر ریسک و تفسیر مبتنی بر خطای قیمتگذاری مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس بررسی شود که آیا استفاده از تفسیر مبتنی بر خطای قیمتگذاری در کنار تفسیر مبتنی بر ریسک، بر پیشبینی بازدهی عاملها و در نهایت بر عملکرد سرمایهگذاری در عاملها تاثیرگذار است یا خیر. روش: در این پژوهش یک دیدگاه نوین که در آن بازدهی عوامل سرمایهگذاری میتواند همزمان از دو مولفه ریسک و خطای قیمتگذاری تشکیل شده باشد به عنوان جایگزین دیدگاه سنتیتر که در آن منشا بازده صرفا به ریسک یا خطای قیمتگذاری نسبت داده میشود، مورد استفاده قرار گرفتهاست. با توجه به عدم توسعه مدل های چند عاملی رفتاری در بازار سرمایه ایران، در این پژوهش از داده های بازار سرمایه آمریکا و عوامل سرمایهگذاری رایج در این بازار استفاده شده است. به این منظور ابتدا یک عامل خطای قیمتگذاری مشترک با استفاده از عوامل رفتاری معرفی شده در مدلهای قیمتگذاری رفتاری ارائه شده در ادبیات مالی رفتاری ساخته شده و در گام بعد ویژگیهای ریسک و خطای قیمتگذاری هر عامل سرمایه گذاری به ترتیب بوسیله بتای مدل CAPM و بتای عامل خطای قیمتگذاری مورد محاسبه قرار گرفته و به هر عامل در هر ماه نسبت داده می شود. در گام پایانی از مدل بهینهسازی پارامتریک برنت و همکاران (2009) برای بررسی تاثیر استفاده از ویژگیهای ریسک و خطای قیمتگذاری بازده عاملها در کنار متغیرهای پیشبینیکننده وضعیت ریسک و ذائقه رفتاری بازار، برای بهبود عملکرد رویکرد سرمایه گذاری در عوامل بهره گرفته شده است. مقایسه خروجی روش بهینهسازی در سناریوهای مختلف و همچنین با استراتژی تخصیص وزن برابر مرحله پایانی روش پژوهش است. یافتهها: در بخش محاسبه ویژگی خطای قیمت گذاری عوامل مختلف سرمایه گذاری با رویکرد ارائه شده در پژوهش نتایج نشان می دهد که بخش فروش عاملهای ارزش و مومنتوم بیشتر از بخش خرید در معرض خطای قیمتگذاری قرار دارند اما در عامل اندازه وضعیت برعکس است. در خصوص عامل ارزش و اندازه نتایج مطابق انتظارات و شهود است. چرا که در بخش فروش عامل ارزش سهام رشدی قرار دارند و در بخش خرید آن سهام ارزشی. بنابراین انتظار داریم سهام رشدی بیشتر از ویژگی سهام سفتهبازی برخوردار بوده و درنتیجه بیشتر در معرض خطای قیمتگذاری قرار داشته باشد. در خصوص عامل اندازه نیز سبد خرید شامل سهام کوچک بوده و اندازه کوچک شرکت پتانسیل سفتهبازی را افزایش خواهد داد که این نهایتا بزرگتر بودن خطای قیمتگذاری در بخش خرید عاملها توجیه میکند.تاثیر استفاده از ویژگیهای ریسک و خطای قیمتگذاری در قالب استراتژیهای بهینهسازی مورد و در سناریوهای مختلف نشان میدهد استفاده از ویژگیهای ریسک و خطای قیمتگذاری به تنهایی بهبودی در عملکرد استراتژیهای سرمایهگذاری ایجاد نکرده و در قیاس با روش وزن برابر نیز عملکرد قابل قبولی ندارد. اما استفاده از ویژگی ریسک و خطای قیمتگذاری بازده عوامل در حضور متغیرهای پیشبینی کننده ریسک و خطای قیمتگذاری در سطح بازار به شکل معناداری بر عملکرد سرمایهگذاری در عاملها موثر است. بطوریکه میانگین بازدهی و نسبت شارپ را به شکل معناداری نسبت به عملکرد هر کدام از عاملها و روش وزن برابر افزایش میدهد.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد تجزیه بازده به دو مولفه ریسک و خطای قیمت گذاری میتواند درک بهتری از رفتار بازدهی عاملها در طول زمان ایجاد کند. در نظر گرفتن ویژگی ریسک و خطای قیمت گذاری به همراه متغیرهای پیشبینی کننده وضعیت بازار از نظر سطح ریسک و ذائقه رفتاری سرمایه گذاران میتواند عملکرد رویکرد سرمایهگذاری در عوامل را ارتقا دهد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان میدهند عبور از نگاه تک مولفهای مبتنی بر تفسیر ریسکی از بازدهی عوامل و در نظر گرفتن مولفه خطای قیمتگذاری برای بازدهی عوامل، موجب توسعه ادبیات سرمایه گذاری در عاملها شود.