مدلسازی پویاییهای ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران: چارچوب یکپارچه چندرژیمی مبتنی بر ARIMA، DCC GARCH، GMM و مارکوف سوئیچینگ
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت،دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد،دانشگاه الزهرا،تهران
2 دانشجوی دکتری مالی-بانکداری ،دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد،دانشگاه الزهرا،تهران
doi
10.48308/jfmp.2025.240260.1505چکیده
هدف: در این پژوهش، طراحی و ارائه یک چارچوب ترکیبی پیشرفته برای مدلسازی پویاییهای ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران مد نظر قرار گرفته است. اقتصاد ایران بهدلیل ماهیت ساختاری شکننده، نوسانات شدید سیاسی-اقتصادی و تغییرات ناگهانی در سیاستهای پولی و ارزی، زمینهای ایدهآل برای بررسی تأثیر متقابل داراییهای مختلف و نحوه انتقال ریسک در رژیمهای رفتاری گوناگون فراهم میکند. در چنین بستری، وابستگیها و شدت انتقال شوکهای مالی در دورههای کمنوسان، نیمهبیثبات و بحرانی کاملاً متفاوت است. بنابراین، هدف اصلی مطالعه حاضر، تحلیل ساختار وابستگی و انتقال ریسک میان سه دارایی کلیدی(طلا، نرخ ارز آزاد (دلار آمریکا) و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران)در قالب یک چارچوب چندسطحی و چندمدلی است؛ بهطوری که بتوان با دقت بیشتری رژیمهای رفتاریِ پنهان را شناسایی و میزان ریسک سیستمیک را تحت شرایط مختلف بازار اندازهگیری کرد.روش: در گام نخست، سریهای زمانی بازده روزانه سه دارایی یادشده با استفاده از مدلهای ARIMA پالایش شدند تا مؤلفههای روندی و خودهمبستگیهای خطی حذف شوند و سریهای باقیمانده تنها متغیرهای تصادفی و غیرخطی را در خود جای دهند. سپس برای هر سری از مدل GARCH(1,1) جهت برآورد و پیشبینی نوسانات شرطی (Conditional Volatility) بهره گرفته شد. در مرحله سوم، بهمنظور استخراج ماتریس همبستگیهای شرطی پویا میان داراییها، مدل DCC-GARCH بهکار رفت. برای شناسایی تغییرات ساختاری رفتار بازار و جدا کردن دورههای کمنوسان از پرنوسان، دو روش مکمل استفاده شد: اول، مدل مارکوف سوئیچینگ با قابلیت تقسیمبندی زمان به رژیمهای نوسان پایین و نوسان بالا بر مبنای احتمالهای انتقال (Transition Probabilities)، و دوم، مدل ترکیب گاوسی (GMM) که با تحلیل خوشهای دادهها، هر مشاهده را بهصورت احتمالاتی به چند رژیم رفتاری منسوب میسازد. در نهایت، با محاسبه شاخص ارزش در معرض ریسک شرطی (COVAR) برای هر جفتدارایی در هر رژیم رفتاری، شدت ریسک سیستماتیک و میزان انتقال شوکها به شکلی جامع بررسی شد.یافتهها: تحلیل دادههای روزانه دوره ۱۳۹۴–۱۴۰۳ نشان داد شدت و ساختار انتقال ریسک سیستمیک در بازارهای مالی ایران کاملاً به رژیم رفتاری بازار بستگی دارد. در رژیمهای «آرام»، همبستگیهای شرطی بین طلا و دلار و نیز میان طلا و شاخص بورس به زیر ۰٫۳ کاهش یافته و متوسط COVARها کمتر از ۰٫۱۵ است، اما با افزایش نوسانات به سطح «نیمهبیثبات»، این مقادیر به حدود ۰٫۴ تا ۰٫۵ میرسند. در «بحران» ساختار چهاررژیمی، همبستگی طلا–دلار به بیش از ۰٫۸ و طلا–بورس به بیش از ۰٫۳ افزایش یافت و COVAR طلا⇄دلار تا ۰٫۷۸ و طلا⇄بورس تا ۰٫۳۰ بالا رفت که نشانگر پدیده «فرار به ارز» و «فرار به طلا» در اوج تنشهاست. همچنین، روابط دلار⇄بورس و دلار⇄طلا در رژیمهای میانی نهتنها سیگنالهای هشدار اولیه از افزایش ریسک میدادند، بلکه گاهی در برخی دورههای ظاهراً آرام، COVAR بالاتری نسبت به رژیمهای نیمهبیثبات ثبت میشد؛ پدیدهای که میتواند منعکسکننده انتظارات منفی پنهان یا سیاستگذاری ناپایدار باشد. بهطور کلی، ترکیب DCC-GARCH، مارکوف سوئیچینگ و GMM امکان تفکیک دقیقتر رژیمها و سنجش توانایی ریسک را فراهم ساخت و نشان داد که رفتار غیرخطی و چندلایه انتقال ریسک باید در تحلیل ریسک سیستمیک اقتصادهای ناپایدار مد نظر قرار گیرد.نتیجهگیری: این پژوهش تأکید میکند که در اقتصادهایی با نوسانات ساختاری و سیاسی-اقتصادی شدید، استفاده از چارچوبهای رژیممحور و پویا برای تحلیل ریسک سیستمیک الزامی است. این چارچوب نهتنها قابلیت شناسایی زودهنگام دورههای پرخطر و میانبحرانی را دارد، بلکه میتواند بهعنوان ابزاری کارا برای سیاستگذاران، نهادهای نظارتی و سرمایهگذاران حرفهای در طراحی سیاستهای کلان، تخصیص بهینه سرمایه و مدیریت ریسک سیستماتیک بهکار رود.