تحلیل پویایی تکتونیکی گسل مروارید در پهنه گسلی جوان اصلی زاگرس با استفاده از داده های دورسنجی و تحلیل فرکتالی

نویسندگان

1 گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

2 گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

3 گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

doi
10.22084/nfag.2017.1930
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی پویایی تکتونیکیشکستگی­ها و خطواره­های مرتبط با گسل مروارید، قطعه میانی پهنه گسلی جوان اصلی زاگرس (MRF) است.  MRFیک گسل راستالغز راستگرد با روند شمال­باختری-جنوب­خاوری می­باشد که از چندین قطعه گسلی تشکیل شده است. گسل مروارید یکی از قطعات MRF می­باشد که با طول حدوداً 30 کیلومتری در قسمت میانی و در ادامه گسل صحنه قرار گرفته است. در این مطالعه با استفاده از تکنیک­های دورسنجی و تحلیل­های فرکتالی، گسل­ها و خطواره­های مرتبط با پهنه گسلی مروارید مورد بررسی قرار گرفته که روش مورد استفاده در این مطالعه، استخراج نیمه اتوماتیک خطواره­ها برپایه الگوریتـم STA از تصاویر ماهواره­ای لندست و مدل­های سایه ارتفاعی بوده است. با استفاده از تحلیل­های فرکتالی، خطواره­ها و گسل­های بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که افزایش بعد فرکتالی نشان­دهنده تراکم شکستگی­ها در اطراف پهنه گسلی MRF می­باشد و این تراکم در یک روند شمال­باختری - جنوب­خاوری و به موازات گسل است. بعد فرکتالی گسل­ها از شمال باختر به جنوب خاور به تدریج از 626/1 به 847/1 تغییر می­یابد و این روند افزایشی بعد فرکتال، در مورد خطواره­ها نیز قابل مشاهده است که از 811/1 در شمال باختر به 941/1 در جنوب خاور افزایش می یابد. در واقع عامل موثر در افزایش بعد فرکتالی در منطقه مورد مطالعه، شکستگی­های مرتبط با پهنه گسلی جوان اصلی زاگرس می­باشد که با دورشدن از این پهنه تراکم گسل­ها کاهش می­یابد.