تأثیر نقدشوندگی سهام بر ریسک سقوط قیمت سهام: نقش تعدیلی مالکیت نهادی
نویسندگان
1 گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ
2 گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ
doi
10.48308/jfmp.2025.239908.1494چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر نقدشوندگی سهام بر ریسک سقوط قیمت سهام با تأکید بر نقش تعدیلی مالکیت نهادی است. ریسک سقوط قیمت سهام یکی از ریسکهای پنهان و خطرناک در بازار سرمایه است که بهطور بالقوه میتواند باعث زیان شدید سرمایهگذاران و بیثباتی بازار شود. پژوهش حاضر تلاش دارد روشن کند که آیا نقدشوندگی، بهعنوان یک شاخص کلیدی در کارایی بازار، میتواند خود عاملی برای افزایش این ریسک باشد و آیا حضور نهادهای سرمایهگذار، این رابطه را تقویت یا تضعیف میکند.روش: این تحقیق از نوع توصیفی–همبستگی است و با بهرهگیری از دادههای پانل 155 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392 تا 1401 انجام شده است. برای سنجش ریسک سقوط از دو شاخص رایج یعنی چولگی منفی بازده هفتگی (NCSKEW) و نسبت نوسان پایین به بالا (DUVOL) استفاده شده است. نقدشوندگی با شاخص آمیهود (Amihud Illiquidity) و مالکیت نهادی بهصورت متغیر مجازی (اگر بالای 5 درصد سهم داشته باشند) اندازهگیری شد. بهپیروی از ادبیات مربوطه، متغیّرهای SIZE، LEV، ROA، BTM، SIGMA و RET در مدل وارد گردید. تحلیل آماری با استفاده از مدل رگرسیون پانل به روش حداقل مربعات با اثرات ثابت و خطاهای استاندارد مقاومسازیشده (HC3) انجام گرفت.یافتهها: یافتههای تجربی این پژوهش نشان داد که نقدشوندگی سهام، نقش تعیینکنندهای در افزایش ریسک سقوط قیمت ایفا میکند. این موضوع با دیدگاه "انباشت و افشای ناگهانی اخبار بد" مطابقت دارد، خصوصاً در بازارهایی مانند ایران که فروش استقراضی و شفافیت اطلاعاتی محدود است. بهطور مشخص، ضریب شاخص آمیهود بهعنوان معیار معکوس نقدشوندگی، در مدل NCSKEW مثبت و معنادار بهدست آمد (0386/0=β؛ 01/0> p)، به این معنا که هرچه سهم نقدشوندهتر باشد، احتمال بروز سقوط ناشی از انباشت اخبار منفی بیشتر است. در مقابل، در مدل DUVOL، اثر نقدشوندگی منفی ولی غیرمعنادار بود، که نشان میدهد حساسیت این شاخص به نقدشوندگی کمتر از شاخص چولگی است.مالکیت نهادی بهتنهایی اثر معناداری بر ریسک سقوط نشان نداد، اما اثر تعاملی آن با نقدشوندگی (LIQ × DINST) کاملاً معنادار بود: در مدل NCSKEW ضریب برابر با 0040/0 - و در مدل DUVOL برابر با 0044/0 + بهدست آمد (هر دو در سطح معناداری 01/0> p). این تفاوت در علامت ضرایب نشان میدهد که حضور نهادهای سرمایهگذاری باعث کند شدن شیب محافظتی معاملات کمنقدشونده میشود؛ در مدل چولگی، گرچه این رابطه همچنان منفی است، اما اثر آن تضعیف شده و در مدل نوسانات (DUVOL)، عملاً به یک اثر خنثی تبدیل میشود. علاوه بر این، نقطه وارونگی اثر در سطح مالکیت نهادی حدود ۶٫۱۴ درصد رخ میدهد. با توجه به اینکه نزدیک به دو سوم شرکتهای نمونه دارای مالکیت نهادی بالاتر از این سطح هستند، این یافته دلالت بر آن دارد که در اغلب شرکتها، ترکیب «نقدشوندگی بالا + مالکیت نهادی بالا» بهویژه در حضور نهادهای کوتاهمدتگرا، میتواند بهجای کاهش، به تشدید ریسک سقوط قیمت سهام بینجامد. این الگو با فرضیه "کوتاهمدتگرایی نهادی" سازگار است.نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که نقدشوندگی، اگرچه برای کارایی بازار ضروری است، میتواند در بازارهای فاقد ابزارهای کنترلی مانند فروش استقراضی، بهعنوان یک عامل ریسک عمل کند. همچنین، سیاستگذاران و ناظران باید توجه داشته باشند که مالکیت نهادی لزوماً تضمینکنندهی ثبات نیست، بلکه ماهیت و رفتار سرمایهگذاران نهادی (فعال یا غیرفعال، بلندمدت یا کوتاهمدت) نقش تعیینکنندهای در تأثیرگذاری آنها دارد. یافتهها میتواند مبنایی برای اصلاح سیاستهای نظارتی و افشای اطلاعات در بازار سرمایه ایران باشد.