امکان تسمیه قرآن به «متن» بر اساس تعریف نوین در نظریه های ادبی معاصر
نویسندگان
1 دکترای زبان و ادبیات عرب از دانشگاه فردوسی مشهد
2 نویسنده مسئول
doi
چکیده
همزمان با تحولات اساسی در عرصههای گوناگون زندگی بشری در قرون اخیر و پس از رنسانس در غرب، مفهوم «متن» نیز دچار تغییرات بنیادین گشتهو پس از آنکه مختص آثار مکتوب بود، بر هر اثر قابل تفسیر و دارای پیامی برای مخاطب، تلقی گردید. برای بررسی متون، ضمن اکتفا به ساختار زبانی متن، از رویکردهای نقدی نوین معاصر همچون ساختارگرایی و شالودهشکنی استفاده شد. متن در تعریف امروزی با استقلال از نیت مؤلف خود، پذیرای خوانشهای متعددی است که معانی مختلفی بر آن تحمیل میشود.این نوشتار میکوشد نظریه متن بودن قرآن به مفهوم امروزی آنرا ردّ نماید؛ اندیشهای که توسط برخی از پیروان مکاتب غربی در جهان اسلام دنبال میشود. در این راستا، ویژگیهای متن امروزی از منظر نظریهپردازان ادبی غربی معاصرو امکان تسمیه قرآن به متن را بررسی خواهیم کرد و ثابت کردهایم نص قرآنی به دلیل صدور آن از جانب خداوند، معجزه استو همچنین هدف از نزولش که همانا هدایت است، در تعاریف جدید غربی از متن، نمیگنجد و لذا نمیتوان با آن همچون سایر متون رفتار کرد و آراء غربی معاصر پیرامون متن را بر آن تطبیق داد.