نوسنگی جدید در کوهپایه‌های زاگرس: مدارک جدید از محوطۀ رِم‌رمه، دشت مهران

نویسندگان

1 دانشیار گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22084/nb.2023.27811.2591
چکیده

باستان‌شناسی دورۀ نوسنگی در زاگرس‌مرکزی تاکنون متمرکز بر مطالعۀ شروع اهلی‌سازی و زندگی یکجانشینی بوده است. این درحالی است که توجه به توسعه و تداوم فرهنگی در بعد از آن طی دورۀ نوسنگی جدید (نوسنگی باسفال) ناکافی بوده و دانش ما عمدتاً همچنان مبتنی‌بر پژوهش‌هایی است که در سال‌های 70-1960م.، به‌ویژه در نواحی کوهپایه‌ای به‌عنوان «منطقۀ انتقال» یا حدفاصل زاگرس و بین‌النهرین صورت گرفته است. در این‌راستا، ماهیت برهم‌کنش‌های فرهنگی در سطوح محلی و منطقه‌ای از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هم‌چنین دلایل احتمالی که منجر به اتمام دورۀ نوسنگی در منطقه شده، هنوز ناشناخته است؛ از این‌رو، کاوش جدید و البته مختصر در محوطۀ نوسنگی رم‌رمه در دشت مهران توانسته است به مطالعۀ بهتر این مسائل کمک کند. براساس نتایج تاریخ‌گذاری و نیز با توجه به سفال‌های به‌دست آمده می‌توان گفت که این محوطه حاوی یک توالی کامل از هزارۀ هفتم پیش‌ازمیلاد بوده که تاکنون مورد کاوش لایه‌نگاری قرار گرفته است. شواهد یافت شده نشان می‌دهند که بخش مرکزی محوطه حاوی بقایای نوسنگی جدید مشابه با دشت دهلران است؛ درحالی‌که بخش شرقی آن دارای ترکیبی از سفال‌های اواخر نوسنگی منطقه در کنار سفال‌های سبک حسونا و سامرا است. به‌نظر می‌رسد سنت‌های فرهنگی محلی دورۀ نوسنگی تا پایان هزارۀ هفتم پیش‌ازمیلاد حفظ‌شده تا این‌که عناصر مربوط به حسونا و سامرا به‌ترتیب و به‌تدریج وارد منطقه شده‌اند؛ اما بعد از چند قرن هم‌زیستی بین این سنت‌های بومی و غیربومی، مواد فرهنگی موسوم به «سامرای جدید» یا «دورۀ انتقالی چغامامی»، به‌ویژه سفال‌های با نقوش سیاه بر زمینۀ نخودی، در سراسر دشت مهران و دیگر دشت‌های مجاور در جنوب‌غرب ایران رایج شده‌اند. این رویداد پایان دورۀ نوسنگی را در منطقه رقم‌زده است، هرچند ماهیت این گذار یا جابه‌جایی فرهنگی بحث برانگیز است. به‌هرحال، یافته‌های رم‌رمه به درک بهتر ما از برهم‌کنش و توسعۀ فرهنگی طی دورۀ نوسنگی جدید در مناطق مرزی و بینابینی کوهپایه‌ای کمک خواهد کرد.