ساختار نویسندگی و هم نویسندگی مطالعات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران: وضعیت حضور و نفوذ در خارج از مرزها

نویسندگان

1 دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکده علوم‌تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

2 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم‌اجتماعی، دانشگاه رازی کرمانشاه

3 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکده علوم‌تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.30481/lis.2020.57141
چکیده

هدف: در پژوهش حاضر، ساختار مدارک علم اطلاعات و دانش‌­شناسی ایران در وبگاه علوم از منظر تحلیل الگوهای نویسندگی، هم‌نویسندگی، و شاخص­‌های مدل نفوذ علمی مورد بررسی قرارگرفته است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد علم‌­سنجی و تحلیل شبکه‌­های اجتماعی انجام گرفته است. رکوردهای پژوهش بر مبنای مقالات انتشاریافته­ پژوهشگران ایران در 35 مجله­ علم اطلاعات و دان‌ش­شناسی نمایه­شده در وبگاه علوم در خلال سال­‌های 1970 تا 2016 گردآوری شده است. ترسیم و تحلیل ساختار منتج از تحلیل هم‌نویسندگی بر اساس نرم‌افزار سایت اسپیس، و محاسبه شاخص‌­های مرکزیت، اچ، جی و اچ. سی، به ترتیب به کمک نرم‌افزارهای یو. س.ی آی. نت، بایب اکسل و اکسل صورت پذیرفته است. یافته‌­ها: نتایج بررسی­ها نشان داد که الگوی نویسندگی غالب در رکوردهای علم اطلاعات و دانش­شناسی ایران، الگوی دونویسندگی است. جمالی با 25 مقاله و کوشا با 481 استناد، به ترتیب، عنوان پرتولیدترین و پراستنادترین نویسندگان را در بین نویسندگان علم اطلاعات و دانش­‌شناسی ایران به خود اختصاص داده­‌اند. عنوان بیشترین سهم همکاری با مؤسسات خارجی در بین دانشگاه‌های ایران به دانشگاه آزاد اسلامی تعلق گرفت. بر اساس شاخص‌­های مدل نفوذ علمی، جمالی در مجموع شش ملاک، شاخص‌­ترین پژوهشگر مطالعات ایران در بازه­ زمانی مورد بررسی محسوب می­‌شود. همچنین بررسی­‌ها نشان داد که قریب به نیمی از مقاله­‌های بخش ایران (46/3 درصد) با همکاری نویسندگانی از سایر کشورها تهیه شده است و پژوهشگران ایرانی علم اطلاعات و دانش­‌شناسی، در بین کشورهای آسیایی، بیشترین همکاری را با پژوهشگران مالزیایی داشته­‌اند. نتیجه­‌گیری: وجود ارتباط معنی‌دار میان دو شاخص توان علمی (Productivity) و تأثیر نشان داد که نویسندگان مطالعات علم اطلاعات و دانش­‌شناسی ایران، در عین توجه به افزایش تعداد مقاله­‌ها و سطح توان علمی خود، به کیفیت مقاله‌­ها نگاشته ­شده نیز توجه داشته‌­اند. نتایج نشان داد که صرف میزان استنادهای دریافتی یک نویسنده، به تنهایی، معیار مناسبی برای قضاوت در مورد میزان اثرگذاری یک نویسنده نیست.