بازنگری مطالعات اواخرهزارۀ پنجم پیش ازمیلاد درغرب ایران، تغییر تا تداوم فرهنگی؟

نویسندگان

1 دکتری باستان‌شناسی، پژوهشگر بنیاد ایران‌شناسی شعبۀ کردستان، سنندج، ایران

doi
10.22084/nb.2023.22194.2182
چکیده

در مراحل آغازین دورۀ مس‌وسنگ جدید در بخش‌هایی از غرب ایران در اواخر هزارۀ پنجم پیش‌ازمیلاد، نظریاتی ارائه شده که براساس آن محوطه‌های استقراری زیادی از غرب ایران با شروع این دوره خالی از سکنه شده و شاهد تغییر سیستم زندگی از کشاورزی به کوچ‌نشینی و تهی شدن دشت‌ها و دره‌های این مناطق و پناه بردن ساکنین به ارتفاعات هستیم؛ اما بازنگری مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد که چنین نظریه‌ایی نمی‌تواند درست باشد. بررسی و مطالعات اخیر محوطه‌های دورۀ مس‌وسنگ جدید برخی مناطق غرب ایران نشان می‌دهد که نه‌تنها با شروع این دوره شاهد کاسته شدن جمعیت نیستیم، بلکه بلعکس مرحلۀ جدیدی از شکوفایی فرهنگی و افزایش جمعیت رخ می‌دهد. علاوه‌بر نظریات ارائه شده، سایر مقولات باستان‌شناسی این دوره نظیر مباحث مربوط به چگونگی الگوی استقرار محوطه‌ها، گاهنگاری، نوع شواهد سفالین و... بر پایه شواهد قدیمی بوده و با شواهد امروزی همخوان نیستند و نیاز به بازنگری دارند؛ در نتیجه، مقالۀ حاضر سعی دارد که با برشمردن ویژگی‌های یکی از مهم‌ترین فرهنگ‌های سفالی این دوره به‌نام «فرهنگ گودین VII» نظریات ارائه شده را به چالش بکشد. بررسی و مطالعۀ محوطه‌های این دوره نشان می‌دهد که با شروع دورۀ مس‌وسنگ جدید فرهنگ‌ها نه‌تنها دچار زوال نمی‌شوند، بلکه بلعکس شاهد شروع نوعی پیچیدگی و توسعه در جوامع هستیم. علاوه‌بر این برخلاف برخی مباحث گذشته درمورد این سنت فرهنگی، دامنۀ پراکنش این فرهنگ مختص به بخش‌های شرق زاگرس‌مرکزی نیست و بخش‌های وسیع‌تری از مناطق غرب ایران نظیر منطقۀ کردستان در شمال زاگرس‌مرکزی نیز در این قلمرو قرار دارند. لازم به ذکر است که دورۀ مدنظر در این نوشتار، هم‌زمان است با دورۀ مهم سپیده‌دَم شهرنشینی در بین‌النهرین و از این منظر نیاز به بررسی و مطالعات بیشتری در آینده احساس می‌گردد.