تجربه سرمایهگذاری اولیهی سرمایهگذاران مبتدی بر رفتارهای آتی آنها از طریق ادراک ریسک
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت مالی و بانکداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت مالی و بانکداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.48308/jfmp.2025.238236.1463چکیده
مقدمه: این مطالعه به بررسی چگونگی تأثیر تجربیات اولیه سرمایهگذاری سرمایهگذاران مبتدی بر رفتارهای آتی آنها از طریق درک ریسک میپردازد. هدف این تحقیق پر کردن شکافهای موجود در تحلیلهای مالی سنتی با در نظر گرفتن عوامل روانشناختی مؤثر بر تصمیمات سرمایهگذاری است. با ایجاد یک محیط آزمایشگاهی کنترلشده که شرایط بازار سهام را شبیهسازی میکند، این پژوهش قصد دارد بررسی کند که چگونه مواجهه اولیه با سطوح مختلف ریسک، فرآیندهای تصمیمگیری و استراتژیهای سرمایهگذاری بلندمدت را شکل میدهد. هدف اصلی این است که مشخص شود آیا این ادراکات اولیه از ریسک تأثیر پایداری بر اقدامات سرمایهگذاری بعدی دارند یا اینکه بازخورد مداوم از شرایط بازار، سرمایهگذاران را قادر میسازد تا به مرور زمان به تعصبات شناختی خود آگاهتر شده و تصمیمات سرمایهگذاری خود را اصلاح نمایند. این تحقیق با تأکید بر نقش حیاتی تجربیات اولیه در شکلدهی ذهنیت و قابلیت ارزیابی ریسک سرمایهگذار، به درک ما از امور مالی رفتاری کمک میکند و در نهایت بر مسیر کلی سرمایهگذاری آنها تأثیر میگذارد.روش: برای بررسی ارتباط بین تجربیات اولیه سرمایهگذاری و ادراک ریسک، یک آزمایش روانشناختی طراحی شد که پویاییهای بازار سهام را شبیهسازی میکند. این مطالعه از آزمایش SIT که اقتباسی از آزمایش BART است و به دقت سناریوهای سرمایهگذاری واقعی را بازسازی میکند، استفاده کرده است. نمونهای از ۱۵۳ سرمایهگذار مبتدی در شبیهسازی آزمایشگاهی شرکت کردند. شرکتکنندگان به سه گروه بر اساس میزان مواجهه اولیه با ریسک تقسیم شدند: افرادی با تجربه سرمایهگذاری اولیه کم (LIE)، افرادی با تجربه سرمایهگذاری اولیه زیاد (HIE)، و گروه کنترل با تجربه سرمایهگذاری مدیریتشده (CIE). در طول ۳۰ دور آزمایش سرمایهگذاری SIT، دادههایی در مورد درک ریسک و رفتار شرکتکنندگان جمعآوری شد. این اطلاعات با استفاده از مدل زنجیرهای واسط تحلیل شدند که امکان بررسی جامع تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم تجربیات اولیه سرمایهگذاری بر تصمیمات و رفتارهای بعدی را فراهم کرد. یافتههای این مطالعه به درک عمیقتر چگونگی تأثیر تجربیات اولیه در زمینههای سرمایهگذاری بر درک ریسک و استراتژیهای تصمیمگیری سرمایهگذاران مبتدی کمک میکند.یافتهها: تحلیل سرمایهگذاران مبتدی نشان داد که تجربیات اولیه سرمایهگذاری تأثیر قابل توجهی بر رفتار بعدی آنها دارد. شرکتکنندگانی که در گروه تجربه اولیه بالا (HIE) قرار داشتند، پس از متحمل شدن زیانهای قابل توجه اولیه، افزایش گرایش به اجتناب از ریسک را نشان دادند. در مقابل، افرادی که در گروه تجربه اولیه کم (LIE) بودند، سطح بالاتری از اعتماد به نفس و گرایش به پذیرش ریسک از خود نشان دادند. در همین حال، گروه کنترل با تجربه سرمایهگذاری مدیریتشده (CIE) سطوح متوسط ریسک را حفظ کردند که نشاندهنده این است که تجربیات اولیه متعادل ممکن است رفتار سرمایهگذاری پایدار بلندمدت را تقویت کند. شایان ذکر است که این مطالعه شواهدی در حمایت از فرضیه تأثیر مستقیم درک اولیه از ریسک بر ارزیابیهای آینده پیدا نکرد. این یافته نشان میدهد که سرمایهگذاران با دریا بازخورد مداوم از بازار، به مرور زمان درک بهتری از شرایط پیدا میکنند و دیدگاه خود را اصلاح میکنند. با ادامه فعالیت سرمایهگذاری، سوگیریهای اولیه آنها به تدریج کاهش یافت و توانایی آنها برای یادگیری از تجربیات و تطبیق با شرایط متغیر بازار را به نمایش گذاشت.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بر نقش حیاتی تجربیات اولیه سرمایهگذاری در تأثیرگذاری بر رفتارهای آینده سرمایهگذاران مبتدی تأکید دارد. اگرچه به نظر میرسد که ادراک اولیه از ریسک تأثیر پایدار ندارد، وجود سازوکارهای بازخورد مداوم برای اصلاح استراتژیهای سرمایهگذاری ضروری است. این تحقیق نشان میدهد که آموزش مالی، همراه با مواجهه با شرایط متنوع بازار، میتواند به طور قابل توجهی پیامدهای منفی ناشی از زیانهای اولیه یا احساس اعتماد به نفس بیش از حد را کاهش دهد. برای ایجاد محیطی مناسب برای یادگیری، مؤسسات مالی باید شبیهسازیهایی از بازار را پیادهسازی کنند که به سرمایهگذاران مبتدی امکان تمرین و ارتقای مهارتهای تصمیمگیری را میدهد. این گونه ابتکارات نه تنها درک آنها از پویاییهای بازار را بهبود میبخشد، بلکه شیوههای مدیریت ریسک سالمتری را نیز ترویج میکند. در نهایت، این مطالعه به حوزه گستردهتر مالی رفتاری کمک میکند و ماهیت پویا درک ریسک و تأثیر عمیق آن بر رفتار سرمایهگذاری را نشان میدهد. با در نظر گرفتن این عوامل، سرمایهگذاران و مؤسسات مالی میتوانند برای شکلدهی به رویکردهای سرمایهگذاری آگاهانهتر و مقاومتر با یکدیگر همکاری کنند.