نقش تعدیلگر هزینههای آموزش و تحقیق و توسعه بر رابطه بین کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقدی عملیاتی: شواهدی از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه شهاب دانش، قم، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشگاه شهاب دانش، قم، ایران
3 دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jfmp.2024.104728چکیده
هدف: جریانهای نقدی تأثیر قابل توجهی بر عوامل مختلف از جمله کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار دارد. در این رابطه بلادی و همکاران (2021) نشان میدهند که شرکتهایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایهگذاری نیروی کار فعلی را برای کاهش هزینههای تامین مالی آینده افزایش میدهند. تأخیر در سرمایهگذاری نیروی کار، شرکت را در معرض خطرات اضافی مرتبط با جریانهای نقدی نامشخص قرار میدهد و به طور بالقوه توانایی آن را برای تأمین مالی پروژههای موجود کاهش میدهد (بویل و گاتری، 2003). با این حال، به دلیل فقدان تحقیقات کافی در خصوص این موضوع در ایران، این پژوهش به دنبال رفع این نیاز است. این پژوهش به بررسی نقش تعدیلگر هزینههای آموزش و هزینههای تحقیق و توسعه بر رابطه بین کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقدی عملیاتی شرکتهایی که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده، میپردازد. این پژوهش از لحاظ اهداف، کاربردی بوده و از نظر روششناسی از نوع تحقیقات پسرویدادی است.روش: جامعه آماری، شامل کلیه شرکتهایی است که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده است و برای انتخاب از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است در واقع 116 شرکت (580 سال-شرکت) به عنوان نمونه انتخاب و در دوره زمانی بین سالهای 1396 تا 1400 مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات، به شیوه کتابخانهای عمل شد و فرضیههای تحقیق با استفاده از الگوی دادههای تابلویی و رگرسیون خطی چندگانه مورد آزمون قرار گرفتند.یافتهها: یکی از مهمترین عوامل مؤثر در عدم تأثیر کنفرانسهای خبری و اطلاعیههای شفافسازی بر تصمیمات سرمایهگذاران، نقص در سیستم اطلاعاتی و کارایی ضعیف بازار بورس تهران است. علاوه بر این، عدم دانش تخصصی سرمایهگذاران نیز در این پدیده نقش دارد. سرمایهگذاران در بازار سهام تمایل دارند اطلاعات مربوط به قیمت، بازده و عملکرد سهام شرکتها را بر اخبار منتشر شده توسط رسانهها اولویت دهند. برای ترویج سرمایهگذاری در بازارهای سهام، کشورها باید اطلاعات بهتری را در اختیار سرمایهگذاران قرار دهند. این امر میتواند با افزایش الزامات تعیین شده توسط سازمانهای نظارت بر بازار سهام و ایجاد چارچوبی برای ارزیابی سیاستها و رویهها با حمایت دولتها محقق شود. بر اساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میشود سازمان بورس و اوراق بهادار بهعنوان نهاد نظارتی و شرکت بورس و اوراق بهادار بهعنوان نهاد اجرایی بازار سرمایه، قوانین و مقررات حاکم بر بازار را بررسی و بازنگری کنند.نتیجهگیری: هر چه نوسانات جریان نقد عملیاتی بیشتر باشد، کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار افزایش مییابد. به عبارت دیگر شرکتهایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایهگذاری نیروی کار فعلی را افزایش میدهند تا از هزینههای تأمین مالی بالا در آینده جلوگیری کنند؛ زیرا نوسانات در جریان نقدی ریسک شرکت را افزایش میدهد و در نتیجه بر ریسک شرکتهایی با ناکارآمدی سرمایهگذاری نیروی کار تأثیر میگذارد. بنابراین نتایج این پژوهش با پژوهش حبیب و راناسنگه (2022) همسو میباشد. از طرفی دیگر فرضیه دوم پژوهش حاضر نشان داده شد که هزینههای آموزش کارکنان به عنوان تعدیلگر رابطه بین کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقد عملیاتی را تحت تأثیر قرار میدهد. این بدان معناست که هر چه هزینههای آموزش کارکنان کمتر باشد، نوسانات جریان نقد عملیاتی با افزایش کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار بیشتر میشود. به عبارت بهتر، شرکتی که ریسک بالایی در جریان نقدی دارد، احتمال بیشتری دارد که با احتیاط بیشتری روی نیروی کار سرمایهگذاری کند. پس هزینههای ناشی از آموزش کارکنان را کاهش میدهد تا مدیریت را مجبور کند کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار را برای افزایش ارزش سهامداران و کاهش هزینههای تأمین مالی آتی بهبود بخشد. بنابراین نتایج این پژوهشهای بلادی و همکاران (2021) حبیب و راناسنگه (2022) همسو میباشد، چرا که آنها معتقدند شرکتهایی که با ریسک جریان نقدی مواجه هستند، احتمالاً سرمایهگذاری نیروی کار فعلی را افزایش میدهند تا از هزینههای تأمین مالی بالا در آینده جلوگیری کنند، زیرا نوسانات در جریان نقدی ریسک شرکت را افزایش میدهد و در نتیجه بر ریسک شرکتهایی با ناکارآمدی سرمایهگذاری نیروی کار تأثیر میگذارد. این در حالی است که فرضیه سوم پژوهش حاضر نشان میدهد هزینههای تحقیق و توسعه به عنوان تعدیلگر رابطه بین کارآیی سرمایهگذاری نیروی کار و نوسانات جریان نقد عملیاتی را تحت تأثیر قرار میدهد. این بدان معناست که هنگام مواجهه با ریسک جریان نقدی، مدیران شرکتها سعی میکنند هزینههای تحقیق و توسعه را با سرمایهگذاری مؤثر روی نیروی کار برای افزایش ارزش شرکت به حداکثر برسانند، چرا که توانایی سرمایهگذاریهای ناشی از هزینههای تحقیق و توسعه به شدت به جریان نقدی وابسته است و نسبت به نوسانات جریان نقدی کاملاً حساس است.