تحلیل انتقادیِ رهیافت علامة طباطبایی به جریان‏های تفسیری

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه خوارزمی

doi
چکیده

تحلیلِ علامة طباطبایی از تاریخ تفسیر و برآورد او از میراث تفسیری پیشینیان و طرحی که برای چگونگی تفسیر فراپیش می‌نهد، نقطة عطف و تعیین کننده­ای را برای جریان تفسیر و تفسیرپژوهی رقم می‌زند. هر دو روایت وی از جریان‏های تفسیری که نقطة ثقل و بن‏مایة آن، نوعِ مواجهه‏ آنها با متنِ قرآنی است آمیزه‏ای از جنبة توصیفی و تجویزی است. تقسیم­بندی دوگانة «تطبیق» و «تفسیر»، گوهر جریان‏شناسی و نظریه‏پردازی و بنیاد داوریِ اوست. این مبنا، بر پیش‏فرض‏های مخدوشی استوار است و از حیث معرفت‏شناختی، راه‏گشا و تبیین­کننده نیست. این تفکیک حداکثر، در مقام گردآوری به‌کار می‏آید و نه مقام داوری؛ در حالی‌که طباطبایی آشکارا، آن را در مقام داوری در میراث تفسیریِ مفسّران به‌کار بسته است. طباطبایی نگاه تاریخی به تفسیر و طبقه‏بندی گونه‏های تفسیری را به‏مثابة مقدّمه‏ای برای تأسیسِ روشِ تفسیریِ خاص و سلب اعتبار و مشروعیت از سایر جریان‏های تفسیری طرح می‏کند. واژگان کلیدی: علامة طباطبایی، چیستی تفسیر، جریان‏های تفسیری، گونه‏های تفسیری، نظریة تفسیری.