مطالعۀ پتروگرافی سفالهای مسوسنگ جدید و مفرغ قدیم تپه گوراب ملایر
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، خراسان رضوی، ایران.
2 دکترای باستانشناسی، پژوهشگر آزاد، ایران
3 کارشناس اداره کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع استان همدان، همدان، ایران
4 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران.
doi
10.22084/nb.2022.24208.2330چکیده
تپه گوراب ملایر از محوطههای مهم ایران در دوران پیشازتاریخ است که در شهرستان ملایر استان همدان قرار دارد. برخلاف تپه گودین، در تپه گوراب، گذار از دورۀ مسوسنگ به دورۀ مفرغ بدون گسست بوده و دادههای عصر مفرغ آن از نوع فرهنگ کورا-ارس است. فرهنگی با پهنۀ جغرافیایی گسترده که تبیین علت و نحوۀ گسترش آن از مسائل جذاب باستانشناسی است. پتروگرافی که از روشهای علمی مورداستفاده در علوم زمینشناختی است؛ براساس خصیصههای نوری هر کانی اقدام به شناسایی کانیها میکند. یافتههای سفالی تپه گوراب فرصتی مناسب فراهم کرد تا گذار از مسوسنگ جدید به مفرغ قدیم که موضوع مورد بحث مهمی در باستانشناسی ارزیابی کرد. هدف از پژوهش حاضر درک ساختار کانیهای سفالهای تپه گوراب با تأکید بر گذار از مسوسنگ جدید به مفرغ قدیم و درک تأثیرگذار و تغییرات فرهنگی بر ساختار سفالهای محوطه است. پرسشهای پژوهش حاضر عبارتنداز: ساختار کانیها در دورههای مسوسنگ و مفرغ شامل کدام کانی هستند و نشانگر چه نوع ساختار زمینشناسی هستند؟ گذار و تغییر فرهنگی چه تأثیر بر ساختار سفال داشتهاند و در صورت تغییر، این رخداد را چگونه میتوان در بافت و بستر نظریات باستانشناسی تفسیر کرد؟ مطالعه به روش پتروگرافی بر روی 20 نمونه سفال بهدست آمده از کاوش که 10 نمونۀ آن از دورۀ مسوسنگ جدید و 10 نمونۀ آن از کورا-ارس است، نشانداد سفالهای تپه گوراب در گذار از مسوسنگ جدید به مفرغ دچار تغییرات عمده در بافت شده است و اگرچه تولید این سفالها در منطقه صورت گرفته است، اما منابع خاک و تکنیک ساخت دچار تغییرات اساسی شده است.