فرااخلاق، استدلال پرسش گشوده، و اکسپرسیویسم
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فلسفه علم شریف، تهران، ایران.
2 استاد گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.
doi
10.22096/ek.2017.32547چکیده
استدلال پرسش گشوده یکی از خاستگاههای فرااخلاق به شمار میآید. مور، با پیش نهادن این استدلال، نظریههای فرااخلاقی پیش از خود را یک سره مغالطهآمیز معرفی کرد. اگر چه استدلال وی با انتقادهای بسیاری روبرو شد، پارهای از فیلسوفان آن را واجد نکتۀ مهمی دانستند که به درستی بیان نشده است. در این چارچوب، ریلتون، گیبارد، و داروال (1992) کوشیدند تا استدلال مور را به گونهای بازسازی کنند که از انتقادهای یاد شده رهایی یابد. ایشان معتقدند که اکسپرسیویسم تنها نظریۀ فرااخلاق است که در دامنۀ نسخۀ اخیر از استدلال پرسش گشوده جای نمیگیرد. هدف نوشتار پیش روی، آشکار نمودن نادرستی این ادعا است. به بیان دقیقتر، در پی آنیم تا نشان دهیم که اکسپرسیویسم تنها نظریۀ رهیده از نسخۀ جدید استدلال پرسش گشوده نیست. در این راستا، نخست جغرافیای رویکردهای موجود در فرااخلاق را تبیین میکنیم. در گام بعد، استدلال پرسش گشوده و نسخۀ اصلاح شدۀ آن را ارائه میدهیم. سپس، ضمن توضیح محدودیت نسخۀ اصلاح شده، نسخۀ جدید این استدلال را بیان میکنیم. در مرحلۀ بعد، نشان میدهیم که برخلاف ادعای اقامه کنندگان استدلال جدید، اکسپرسیویسم تنها رویکرد رهیده از این نسخه نیست. به طور مشخص، این واکاوی آشکار خواهد نمود که هیچ یک از دو نسخۀ اصلاح شده و جدید نمیتوانند به تنهایی همۀ بدیلهای اکسپرسیویسم را رد کنند. در پی آن، مشخص خواهد شد که این مهم تنها با بکارگیری هم زمان هر دو نسخۀ استدلال پرسش گشوده میسر میشود.