نقش معانی متعدد موجود در تمایز افراد در فلسفه ارسطو
نویسندگان
1 استادیار فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، کرج، ایران.
doi
10.22096/ek.2017.29622چکیده
چکیده تمایز افراد در فلسفة ارسطو بر پایة تفاسیر موجود در باب نسبت صورت و ماده، خواه سنتی یا رایج، همچون مسئلهای بنیادی ظاهر میشود. مقاله حاضر ضمن نقادی از این تفاسیر میکوشد تا تفسیری کاملاَ متفاوت و جدید نسبت به گذشته عرضه کند که نخست و به طور اصیل مبتنی بر فصل دوم از کتاب چهارم و سپس کتاب زتا از کتاب متافیزیک ارسطو است. این مقاله به اعتبار این دکترینش برخی از مفاهیم بنیادی ارسطو چون چیستی یا ماهیت و به طور کل شناختشناسی و همچنین هستیشناسی را در یک شیوه کاملاَ جدیدی بر پایه معانی متعدد موجود تبیین میکند. تفسیر حاضر سازگاری مفهوم ارسطویی از معانی متعدد موجود (بر پایه تفسیر ما) با مفهوم منطق جدید از عبارتهای تابعی از سویی و از سویی دیگر با مفهوم صورت تا آنجا که به علم ژنتیک، از منظر نقدی ما به این علم، مربوط است، نشان میدهد. بنابراین به اعتبار این تفسیر، ابعاد پنهان تحلیل ارسطو از معانی متعدد موجود و نسبت آن با کل فلسفة او و به طور خاص با تمایز افراد بیشتر روشن میشود. در فصل پایانی ما استدلال میکنیم که روش تفسیر سنتی و دیوید راس گرفتار مسائل چارهناپذیری هستند.