شهود ایدهها بر اساس نظریه رؤیت افلاطون
نویسندگان
1 دکترای فلسفه غرب (یونان و قرون وسطی) از دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد فلسفه دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22096/ek.2016.29666چکیده
چکیده نظریه مثل افلاطون، به عنوان محور فلسفه او مبتنی بر استدلالات و مباحثات نظری (در مقابل ابتناء بر الهام و شهود) ایدهها را موجودات حقیقی معقول و آحاد تبیینگر کثرت عالم معرفی میکند که هم شرط لازم تحقق معرفت و هم متعلق حقیقی آن محسوب میشوند. شهود، شناخت بیواسطه ایدههاست. با اینکه توصیف افلاطون از شهود ایدهها چندان واضح و مبسوط نیست، میتوان مختصات آن را از قیاس با نظریه رؤیت او، که بر اساس تمثیلها و اشارات فراوان افلاطون و قرائن زبانی و محتوایی، نزدیکترین واقعه بدان است، استنتاج کرد. انطباق این نتایج بر اسطوره گردش ارواح فایدروس روشن میکند که شهود حقیقتی متفاوت با الهام و رویا دارد و با آنکه از وساطت زبان و استدلال در ثبوت بینیاز است، در اثبات مستلزم آنهاست. شهود بشری امری عمومی، ذاتی انسان و عقلانی است و میتواند نسبی و مناط صدق و کذب باشد. خوانش شهود براساس رؤیت با لحاظ علیت نور در آن، نتایج متعددی به دست میدهد که وحدت عالم وجود مهمترین آنهاست.