نیچه و مسئله جدایی نفس و بدن در فلسفه دکارت
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دکتری ترجمه دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22096/ek.2016.29669چکیده
چکیده در فلسفة دکارت نفس و بدن به گونهای پیچیده، هم به صورتی متمایز از هم جدا هستند و هم دارای اتحادی ریشهای هستند. فیلسوفان معاصر و خلف دکارت به راههای مختلفی برای رفع این تناقض متوسل شدهاند. شاید بتوان این مسئله را مهمترین مسئله مدرن دانست، که در تمام شئون مدرنیسم خود را نشان داده است. پاسخ نیچه به این مسئله متفاوت است. طبق نگرش نیچه این تناقض نمایشی است که دکارت به گونهای مقدر آن را ارائه میدهد. دکارت مجبور به ارائة این تناقض است، چرا که بدن به گونهای متناقض به مثابه «چیز گم شده» و در عین حال هدفِ میل برای پیدا کردن آن، عمل میکند. در ادامه سعی کردهایم تا این نگرش را به سمت یک انتقاد بنیادی از «ایدهآلیسم» به صورتی بنیادی سوق دهیم.