تجدید نظر افلاطون در وجودشناسی و معرفت‌شناسی پیش از محاورات دوره میانی

نویسندگان

1 دکتری از دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2016.26324
چکیده

این مقاله در جستجوی اثبات این نکته است که برخی از مبانی و اصول معرفت‌شناختی و وجود‌شناختی افلاطون در فاصله میان محاورات دوره اولیه و دوره میانی تغییر کرده است. هر چند این نتیجه به نوعی به تقویت دیدگاه تحول‌گرایان در خصوص رابطه میان محاورات اولیه و میانی می‌انجامد، با توجه به اثبات این تحول در وجودشناسی و معرفت شناسی افلاطون، ضمن بسط آن، به تحولی عمیق‌تر از تحول مد نظر تحول‌گرایان اشاره می‌کند. این واقعیت که وجودشناسی و معرفت‌شناسی دوقطبی و گسسته محاورات اولیه جای خود را به وجودشناسی و معرفت‌شناسی سه‌بخشی و هم‌بسته در محاورات میانی‌می‌دهد، نشانگر تحول دیدگاه افلاطون نسبت به مفاهیم وجود و معرفت است.