نظاممندی فلسفۀ سیاسی هگل از نظر روشمندی: قانون طبیعی یا حقوق طبیعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه معاصر غرب دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشیار فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.22096/ek.2016.26454چکیده
تفسیر فلسفۀ سیاسی هگل همواره مسئلهساز بوده است. در این میان تفسیری را میتوان بهتر دانست که این مسئلهسازی را بر اساس محور اصلی آن آشکار کند. به نظر میرسد یکی از اساسیترین تمایزها میان سنت قدمایی قانون طبیعی و سنت مدرن حقوق طبیعی، از نوع انسانشناسی فلسفی آنها ناشئ میشود. در مورد فلسفه سیاسی هگل نیز میتوان این پرسش را تجدید کرد؛ اینکه «آیا فلسفۀ حق مستلزم نوعی انسانشناسی فلسفی است یا خیر؟». آشکار است که این پرسشئ بنیادی و فراگیر است؛ اما یکی از مقدمات طرح این پرسش، بررسی نسبت فلسفه سیاسی هگل با دو سنت کلی پیش از آن است. این نوشته به تحلیل این نسبت از منظر نظاممندی فلسفۀ حقمیپردازد؛ و به دلایلی که خواهد آمد این نظاممندی را از نظر روشمندی مد نظر قرار میدهد. نتیجۀ این تحلیل صرفاَ صورتبندی دقیقتر همان پرسش خواهد بود: آیا خودِ نظاممندی – یا روشمندی – فلسفۀ سیاسی هگل مستلزم نوعی انسانشناسی فلسفی است؟