اصول وجودـ معرفت‌شناختی محاورات اولیه افلاطون

نویسندگان

1 دکتری از دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22096/ek.2015.26266
چکیده

در این جستار برآنیم اصول وجود‌شناختی و معرفت‌شناختی افلاطون در محاورات اولیه و به خصوص لاخس، خارمیدس، اوثیفرون، اوتیدموس و هیپیاس بزرگ را بر مبنای سه عنصر آنچه «دور سقراطی» می‌نامیم یعنی پرسش سقراطی، ادعای سقراطی انکار دانش و النخوس مورد بررسی قرار دهیم. حاصل این بررسی شش اصل وجود - معرفت‌شناختی است: شناخت الف، معرفت‌شناسی دوقطبی، وجودشناسی دو‌قطبی، معرفت گسسته، وجود گسسته و معرفت وجود. اگر چه این اصول عمدتاً جدید نبوده و پیش‌تر مورد بحث محققان قرار گرفته‌اند، آنچه مورد نظر این جستار است در نظر گرفتن این اصول در کنار یکدیگر و تأکید بر هماهنگی و مطلق بودن آن‌هاست. تناسب و هماهنگی میان اصول معرفت‌شناختی و اصول وجودشناختی و همسانی آن‌ها در برخی ویژگی‌ها همچون مطلق بودن و گسستگی علاوه بر آنکه نشان‌دهنده سازگاری نظری محاورات اولیه است، می‌تواند تأییدی بر نتایج این تحقیق باشد.