اجتهاد هم افزا و تعاملات هوشمندی طبیعی با هوش مصنوعی در حوزه فقه
نویسندگان
1
doi
چکیده
پژوهش حاضر به واکاوی نسبت و تعاملات میان هوشمندی طبیعی مبتنی بر ملکه قدسی و بصیرت فقیه و پارادایم هوش مصنوعی مبتنی بر مدلهای پیوندگرا، در فرآیند استنباط احکام میپردازد. با شتابگیری مسائل مستحدثه و پیچیدگی موضوعات نوپدید، روشهای سنتی تتبع با چالش زمانپریشی روبرو شدهاند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی میانرشتهای، در پی پاسخ به این پرسش است که ورود شبکههای عصبی عمیق به ساحت اجتهاد، چه فرصتهایی برای پویایی فقه ایجاد کرده و با چه موانع معرفتشناختی مواجه است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی از طریق تجمّع انداموارۀ دادهها و بازشناسی الگوهای استنتاجی، قادر است فرآیند موضوعشناسی را دقیقتر کرده و به عنوان ابزاری قدرتمند در تنقیح ملاک و کاهش خطای فحص عمل کند. با این حال، تحلیلهای انتقادی با تکیه بر برهان اتاق چینی و نقدهای پدیدارشناختی هیوبرت دریفوس، بر این حقیقت تأکید میورزند که هوش مصنوعی به دلیل فعالیت در سطح نحو و فقدان قصدیت، از درک «مراد جدی شارع» و فهم معناشناختی نصوص ناتوان است. این محدودیت ذاتی باعث میشود که ماشین صرفاً در مقام کاشفیت باقی مانده و نتواند به مقام حجیت ارتقا یابد. در نهایت، این مقاله ضمن تفکیک میان کاشفیت فنی و حجیت شرعی، مدل «اجتهاد همافزا» را به عنوان راهکار برونرفت از بنبستهای فعلی پیشنهاد میدهد. در این پارادایم، هوش مصنوعی مسئولیت سرعت، شمولیت و دقت تتبع را بر عهده میگیرد، اما مقام انشای حکم، سنجش مصلحت و پذیرش مسئولیت شرعی، همچنان در قلمرو انحصاری هوشمندی طبیعی فقیه باقی میماند. این پیوند ارگانیک میتواند پویایی فقه امامیه را در تراز نیازهای تمدن نوین هوشمند تضمین نماید. پژوهش حاضر دادهها را به صورت کتابخانهای جمع آوری و به صورت توصیفی-تحلیلی بررسی مینماید.